بادبادک باز

08 شهریور 1400


#پیشنهاد_کتاب
📙بادبادک باز
✅انتخاب: #مهسا_شورئی

جلد کتاب این‌طور نوشته: 
بادبادک‌باز داستان دوستی و‌ خیانت و بهای وفاداری‌ست.
داستان کتاب را این جمله می‌سازد «مردی که وجدان نداشته باشد و‌ محبت سرش نشود، رنج هم نمی‌برد». 
داستان دو پسر، دو‌ دوست، حسن خانه‌زاد وفادار و امیر ارباب‌زاده‌ای که سال‌ها بعد جنگید تا کمی از درد خیانتش بکاهد. عذاب خیانتی که تمام سال‌های کودکی و‌ جوانی وی را دربرگرفت.
بادبادک‌باز داستان ایمان قلبی‌ست. ایمانی که با نزدیک‌شدن سهراب، پسر حسن، به مرگ، در قلب امیر شکل می‌گیرد. داستان خدایی که فراموش شده و سعی در بازگرداندن انسان به سوی خود دارد.
بادبادک‌باز به من یاد داد که قضاوت نکنم نگاه تحقیرآمیزم را بگیرم از گدای پیری با بویی زننده و‌تهوع آور. گدایی که در زمان اوج کشورش استاد ادبیات در دانشگاه بوده.
فهمیدم وفاداری همیشه در ظاهر دیده نمی‌شود. فهمیدم تلاش برای جبران خیانت امیر در دوستی کودکانه‌اش با حسن و دست‌و‌پنجه نرم کردن با مرگ، همان معنایی را می‌دهد که یک روز حسن دوازده ساله روی تپه فریادش را  به سمت امیر پرت کرد که: «جانم هزاران بار فدایت».
«بادبادک‌باز» رو نخونید، مزه مزه کنید و از سطر سطر اون لذت ببرین.

🔺بادبادک‌باز، #خالد_حسینی، #پریسا_سلیمان‌زاده، #زیبا_گنجی، #انتشارات_مروارید



دیدگاه های شما