ایکاباگ، ایکه باگ!

06 اردیبهشت 1400


📘 ایکاباگ!

امروز و برای بخش #کودک_و_نوجوان می‌رویم به سراغ سرکار خانم «جی.کی.رولینگ» و کتاب تازه‌ی ایشان با عنوان «افسانه‌ی ایکاباگ».
کتابی که خانم نویسنده همزمان با مجموعه «هری پاتر» شروع به نوشتن کرده اما بعد رهایش کرده و به گفته‌ی خودش به دلیل همه‌گیری کووید19 و اینکه میلیون‌ها کودک در خانه زندانی شده بودند و نه می‌توانستند به مدرسه بروند و نه به دوستانشان سر بزنند، به فکر انتشار رایگان و آنلاین این داستان می‌افتد.
او برای تصویرسازی کتاب از بچه‌ها می‌خواهد نقاشی بکشند و همین نقاشی‌ها را بعدا به نسخه چاپی کتاب هم اضافه می‌کند. به هرحال اکنون ترجمه فارسی ایکاباگ در ایران هم منتشر شده. داستانِ یک هیولای افسانه‌ای و شاید هم واقعی؛ یک پادشاه نادان و خودشیفته که مطابق معمول تعدادی چاپلوس هم دور و برش را گرفته‌اند و یک سرزمین زیبا و خوش‌آب‌و‌هوا که باید ببینیم با وجود چنین حاکمی چه بر سرش می‌آید. با هم چند سطر از ایکاباگ را می‌خوانیم.

◀️روز تظلم‌خواهی

فردا صبح که از خواب برخاست، متوجه شد که آن روز، روز تظلم‌خواهی است. روز تظلم‌خواهی یک روز مشخص در سال بود که در آن اتباع «کورناکوپیا» اجازه‌ی شرفیابی به حضور شاه را داشتند و می‌توانستند درباره‌ی مسائل خود با پادشاه حرف بزنند. طبیعتا این افراد تحت نظارت مشاوران «فِرِد» و با وسواسی بسیار انتخاب می‌شدند و هرکسی این امکان را نداشت که به محضر شاه برسد. بنابراین، هیچ‌وقت مسئله‌ای جدی پیش نیامده بود. او افرادی را می‌دید که مشکلاتشان با چند سکه‌ی طلا یا چند جمله‌ی محبت‌آمیز برطرف می‌شد. مثلا کشاورزی که خیشش شکسته بود با پیرزنی که گربه‌اش مرده بود، پیچیده‌ترین مسائلی بود که فِرِد با آن مواجه می‌شد. فِرِد همیشه چشم‌انتظار روز دادخواهی بود. آن روز بهترین موقعیت بود تا بهترین و مرغوب‌ترین لباس‌هایش را بر تن کند و دریابد که چقدر برای مردم معمولی کورناکوپیا عزیز و مهم است. ص50

🔹#افسانه‌_ایکاباگ، #جی_کی_رولینگ، #سیدعمادالدین_خاتمی، #نشر_پرتقال، 370صفحه، چاپ اول1399، قیمت 52هزارتومان
▫️این کتاب را #نشر_تندیس هم با ترجمه #ویدا_اسلامیه منتشر کرده است.

t.me/klidarnews www.klidar.ir instagram.com/instaklidar



دیدگاه های شما