مادربزرگت رو از اینجا ببر

30 فروردین 1400


#کتاب_ماه_فروردین #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📗 #مادربزرگت_رو_از_اینجا_ببر
✅ انتخاب: #مینا_لکزیان

تو این روزای قرنطینه و سیاه برای خوب شدن حالم، دست گذاشتم روی یکی از کتاب‌های "دیوید سداریس" نویسنده‌ی طنز آمریکایی.
خوبی کتاب اینه، یازده تا داستان کوتاه بامزه داره که روانن و کشش خوبی دارن و این تا حدودی مدیون ترجمه‌ی خوب "پیمان خاکسار" هست.
داستان "مادر بزرگت رو از اینجا ببر"یکی از داستان کوتاه‌های طنز این کتابه. داستان، روایت یک مادر بزرگ سنتی یونانی از زبان نوه‌ی پسری‌اش هست که اونو "یایا" صدا می‌زنن. یایا  مجبور میشه روزای آخر عمرشو تو خونه پسرش، عروس و نوه‌های مدرن آمریکاییش بگذرونه و همین تناقض بین فرهنگ ها، تفاوت سنی و حتی زبان، طنز موقعیت و کلامی زیادی رو تو داستان ایجاد می‌کنه. به جرات می‌تونم بگم با یک کتاب "حال خوب کن" طرفیم که حداقل می‌تونه برای لحظه‌ای لبخند رو لبامون بنشونه.

◀️در اولین یکشنبه‌اش در کلیسا ما یایا عصایش را یک گوشه پرتاب کرد و چهاردست‌وپا بین نیمکت‌ها راه افتاد. وقتی کشیش او را دید، چشمانش از ترس دودو زدند و یک قدم به عقب برداشت و بعد یک قدم دیگر و بعد هم قدم دیگر تا این که پشتش به محراب چسبید. وقتی یایا بالاخره به او رسید اول با ملایمت کفش‌هایش را نوازش کرد و نهایتا هر دو را بوسید.
یک نفر باید جلوش را می‌گرفت ولی مادرم در خانه خواب بود و پدرم داشت گلف بازی می‌کرد. با این حساب فقط من و خواهرانم مانده بودیم که هیچ‌کدام دوست نداشتیم نقشی در این آبروریزی داشته باشیم. حاضران در کلیسا سر برگرداندند تا دنبال فک‌و‌فامیلش بگردند و ما هم خودمان را زدیم به آن راه و عین خودشان برگشتیم و پشت سرمان را نگاه کردیم.
گفتیم: « ما نمی‌دونیم. به عمرمون ندیدمش. شاید با خوانواده‌ی استراواید اومده باشه.»

🔹مادربزرگت رو از اینجا ببر، #دیوید_سداریس، مترجم: #پیمان_خاکسار، #نشر_چشمه

t.me/klidarnews www.klidar.ir instagram.com/instaklidar



دیدگاه های شما