مطالب

1 سال پیش

تبت به افق تهران/ مصطفی هراتی

#شعر ایرانی

دکمه‌هایم را ببند مثل پنجره‌ای در پاییز حالا که برگِ زیادی از سرم ریخته برایم از مهر بگو از آبان و آذری که نیامد بگذار مرغ این عشق بداند که هوا...

ادامه ...

1 سال پیش

از میز من صدای درختی می آید 🔹 علیرضا حسنی آبیز

#شعر ایرانی

من بازجوی مهربانی دارم به فلسفه و شعر نو علاقمند است از چرچیل خوشش می‌آید و چای سبز می‌نوشد ظریف و عینکی‌ست ته‌ریش نازکی دارد با صدایی زنانه مودب...

ادامه ...

2 سال پیش

روایتی دیگر سیاوش کسرایی

#شعر ایرانی

دارم روایتی کهن از خسته‌‌خاطری شوریده‌شاعری «کاندر جدال‌ها که گاه درافتد میان خلق؛ تا شعله‌های فتنه نخیزد تا خون بی‌حساب نریزد تجویز می‌کنند به ا...

ادامه ...

2 سال پیش

چقدر مردن خوب است

#شعر ایرانی

همیشه می‌گفتم: چقدر مردن خوب است چقدر مردن، در این زمانه که نیکی حقیر و مغلوب است خوب است

ادامه ...

2 سال پیش

تفنگت را زمین بگذار...

#شعر ایرانی

تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی‌ابزار بنیان‌کن ندارم جز زبان...

ادامه ...

2 سال پیش

شعر امروز 🔸 آخر پاییز 🔹 مانا آقایی

#شعر ایرانی

این روزها به هرچه از آسمان می‌آید شک دارم نکند آن گنجشک‌های پرچانه که روی شاخه‌ها صف کشیده‌اند و مثل اعضای یک هیأت ژوری کوچک در گوشِ هم...

ادامه ...

2 سال پیش

ناگهانی‌ترین خراسانی  / علیرضا راه‌چمنی

#شعر ایرانی

رنگ گنجشک‌های بالارود می‌دهد بوی خشکسالی را مانده ام که چه کار خواهم کرد بعد از این روستای خالی را

ادامه ...

2 سال پیش

آنا لمسو / مونولوگ

#شعر ایرانی

شعر را هم طلاق می‌دادی

ادامه ...