در باب حرف مُفت

01 اردیبهشت 1397


دروغ نگو، وقتی می توانی حرف مُفت بزنی!


یک کتاب کوچولوی 60صفحه‌ای از هری فرانکفورت با ترجمه محسن کرمی که نشر کرگدن منتشرش کرده به دستمان رسیده. چندسطری‌اش را با هم می‌خوانیم:

با این که فقط هفت سالم بود که پدرم را کشتند، باز هم او و برخی از چیزهایی را که می‌گفت خیلی خوب به خاطر دارم. یکی از اولین چیزهایی که یادم داد این بود که: «هیچ‌وقت دروغ نگو، وقتی که می‌توانی کارت را با حرف مفت زدن پیش ببری.»
ما انسان‌ها معمولا حرف مفت را بیش از دروغ تحمل می‌کنیم، شاید به این سبب که معمولا آن را کمتر توهین شخصی تلقی می‌کنیم. احتمالا می‌کوشیم تا خودمان را از معرض حرف مفت دور کنیم، اما به احتمال بیشتر با شانه بالاانداختنی حاکی از بی‌قراری و کلافگی این کار را می‌کنیم، نه با احساس خشونت یا خشمی که غالبا دروغ در ما برمی‌انگیزد.
شخصی که برای پیش‌بردن کارش می‌پذیرد که حرف مفت بزند آزادی خیلی بیشتری دارد. تمرکز او بر دورنما و کلیت است، نه بر امر جزئی. او خودش را به جای دادن کذب خاصی در یک مطلب مشخص محدود نمی‌کند و بدین‌سان به حقایق محیط بر آن مطلب یا متداخل با آن ملزم نمی‌شود.
این آزادی از الزاماتی که دروغ‌گو باید تسلیم آن‌ها باشد، البته لزوما به معنای آن نیست که کار حرف مفت‌زن آسان‌تر از کار دروغ‌گو است. اما به‌این‌معنا هست که سبک خلاقانه‌ای که مبنای آن است در مقایسه با سبکی که در دروغ‌گویی به خدمت گرفته می‌شود وجه تحلیلی و سنجیده کمتری دارد. فراگیرتر و مستقل‌تر است و مجال فراخ‌تری برای بداهه‌سازی و آب و تاب دادن و خیال‌پردازی دارد. در این‌جا هنرمندی بیشتر مطرح است تا استادکاری.

📘 در باب حرف مفت
🔹 #هری_فرانکفورت
🔸 #محسن_کرمی
🔹 #نشر_کرگدن
📚 @KLIDAR



دیدگاه های شما