زندگی خانم کاتیوشا ب و همکاران تمام فلزی اش

26 بهمن 1396


زندگی خانم کاتیوشا ب، یک رمان دیستوپیایی (پاد آرمان شهری) به نظر میاد. حداقل برداشت من اینه. داستان‌های دیستوپیایی ایرانی زیاد نخوندم ولی فضای پیچیده و جالب این کتاب واقعا جای خوندن داره. فضایی که با یک معمای پرکشش شروع می‌شه و کم‌کم می‌تونید درک کنید که شخصیت داستان در چه مکانی زندگی می‌کنه و اصلا خودش چه کسی هست.

دنیایی که دیگه نیازی به آدم‌ها نداره و حکومت در تلاشه تا کم‌کم نسل انسان رو منقرض کنه و جای اون رو اسلحه بگیره. بخشی از داستان منو به یاد  فارنهایت 451 نوشته ری برد بری انداخت، اما فقط چند لحظه. بعد از اون روال داستان آدم رو دوباره با خودش می‌بره.

این رمان در بیست و پنج فصل نوشته شده و در مورد دختری زشت و نیمه فلزی به اسم کاتیوشا ب هست که ترکیبی از انسان و اسلحه‌ی کاتیوشا هفتاد و دو لانچری هست. کاتیوشا یک روز صبح پاکتی دریافت می‌کنه که در اون حکم انتقالش به یک اداره دیگه گذاشته شده. کاتیوشا یک ماه فرصت داره تا به کارهاش سروسامون بده...

چند سطر کتاب

رد خون را که دید، دامن بلندش را داد بالا، توی دلش فکر کرد لابد این گربه‌ها دوباره افتاده‌اند به جان هم. تن توپرش را داد سمت نرده‌های راه پله. نگاهش را چندش‌ناک از روی رد خون که یک جاهایی چند راه می‌شد برنداشت تا درست کنار دفتر کارش که قطره‌های خون ناپدید می‌شدند.
کلید را که انداخت توی قفل دفتر کارش، حس کرد کسی پیش از او قفل را باز کرده، مطمئن بود دیروز عصر کلید را دوبار چرخانده، حالا اما با یک چرخش در باز شد. قلبش از تصور آنکه دیشب گربه‌ها آمده بودند توی اتاقش ریخت پایین. آرام سرش را برد توی اتاق و بعد تنش را. نور کم رنگ صبح از لای پرده‌های چرک اتاق می‌زد تو. روی میز دو پاکت نامه پرت شده بود. با احتیاط پاکت‌ها را برداشت. نامی یا نشانی رویشان نبود. از جنس مات و کدر و ضخیم پاکت‌ها حدس زد از اداره‌ی گربه‌ها فرستاده شده‌اند. گربه‌ها نامه‌هایشان را روی کاغذهای کلفت می‌نوشتند و توی پاکت‌های کلفت می‌گذاشتند تا ناخن‌های بلندشان پاره‌اش نکند.
ص 7

زندگی خانم کاتیوشا ب. و همکاران تمام فلزی‌اش/ لیلا پاپلی یزدی/نشر روزنه/ جیبی/ شومیز/ 282صفحه/ 14000 تومان

یادداشت: کلیدر/ مهرنوش چمنی



دیدگاه های شما