#تقویم_کلیدر جمعه 22 دی 1396 12 ژانویه 2018

25 تیر 1397


#تقویم_کلیدر

جمعه 22 دی 1396
12 ژانویه 2018
@KLIDAR

❇️ #جک_لندن (زاده ۱۲ ژانویه ۱۸۷۶ - درگذشته ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶) نویسنده سوسیالیست آمریکایی بود. آثار او مانند "آوای وحش" و "گرگ دریا" با استقبال خوانندگان روبرو شد. او از نخستین نویسندگان آمریکا بود که از راه نوشتن به ثروت زیادی دست یافت.
وی صحنه‌هایی که تصویر کرده را با چشم خود دیده و قهرمانان بیشتر داستانهایش کسانی هستند که با او معاشرت داشته‌اند. در نوشته‌های جک لندن تأثیر افکار «چارلز داروین»، «هربرت اسپنسر»، «کارل مارکس» و «فریدریش نیچه» آشکار است. آثار جک لندن روایتی از سختی‌های زیست در آمریکای انتهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است، تصویر دقیق و پر از جزییاتی که وی از آن جامعه به دست می‌دهد منبعی برای شناخت و مطالعه مردم آمریکا است.
👈«من بخاطر چیزی که دنیا در مورد من می‌اندیشد زندگی نمی‌کنم، بلکه بخاطر چیزی که خودم در مورد خودم می‌اندیشم زندگی می‌کنم.» /جک لندن

 

❇️ #هاروکی_موراکامی (زاده ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹) نویسنده برجسته ژاپنی است. داستان‌های او اغلب نهیلیستی و سوررئالیستی و دارای تم تنهایی و ازخودبیگانگی است.
موراکامی خالق رمان‌های "کافکا در کرانه"، "تعقیب گوسفند وحشی"، "جنگل نروژی" و "پس از تاریکی" و مجموعه داستان "بعد از زلزله" است.
👈«موراکامی جزو نسلی است که برعکس نویسندگان سنت ادبی رایج کشورش نثر فخیم و فاخر را رها کرده و به زبان روزمره و همه فهم می‌نویسد و گاهی پیچیده‌ترین مفاهیم روحی و روانی را به ساده‌ترین نحوی بیان می‌کند. به علاوه، چنان دقتی در جزئیات دارد که باور نکردنی‌ترین حالات را باورپذیر می‌کند و چنان عین و ذهن را درهم می‌آمیزد که ترکیب این دو را واقعی جلوه می‌دهد و همان قول معروف مارکز را اجرا می‌کند که اجزای داستان را چنان بچین که خودت باورت بشود، خواننده هم به تبع تو باور می‌کند.»/ مهدی غبرایی/ مترجم

@KLIDAR

 

 

 

اگر انسان‌ها تا ابد زندگی می‌کردند...


«اگر انسان‌ها تا ابد زندگی می‌کردند، اگر پیر نمی‌شدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی می‌کردند، خیال می‌کنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را می‌دادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ منظورم این است که ما دربارهٔ همه چیز فکر می‌کنیم، تقریباً همه چیز، فلسفه، روان‌شناسی، منطق، دین، ادبیات … فکر می‌کنم اگر چیزی به نام «مرگ» وجود نداشت، افکار پیچیده اینچنینی هرگز به وجود نمی‌آمد… انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون می‌دانند که روزی خواهند مرد. درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر می‌کرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالاً فقط فکر می‌کردند: «خوب کلی وقت دارم، بعداً بهش فکر می‌کنم.» … ولی ما نمی‌توانیم تا بعد صبر کنیم … باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد … ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم … مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگ‌تر و نورانی‌تر باشد، ما را دیوانه‌وارتر مشتاق فکر کردن دربارهٔ چیزها می‌کند.»

#هاروکی_موراکامی
📘سرگذشت پرنده کوکی

 



دیدگاه های شما