#تقویم_کلیدر جمعه 1 دی 1396

01 اردیبهشت 1397


#تقویم_کلیدر
جمعه 1 دی 1396
22 دسامبر 2017

t.me/klidar

 

درود!
رسیدیم به نخستین روز زمستان.
در روزنامک دکتر نوشیروان کیهانی زاده می‌خوانیم:
«خور روز» و «دي گان» روز برابري انسان‌ها در ايران باستان و روز سپردن تعهد به کشت نهال سرو است. ايرانيان باستان که با نگراني از طولاني بودن شب و ترس از بازنيامدن خورشيد تا سپيده‌دم در کنار يکديگر بيدار مي‌نشستند و خود را سرگرم مي کردند تا اندوه ظلمت را فراموش کنند، روز پس از آن شب (يكم دي ماه) را كه «خور روز»، زادروز خورشيد و «دي گان» مي خواندند به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود.

 «خور روز، يكم دي ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابري انسانها (حقوق بشر) بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي‌پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ و خونريزي، شکار، و حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.
     يکي از آيين هاي ويژه «دي گان» اين بود که ايرانيان در اين روز در برابر درخت سرو که به آن به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي‌نگريستند مي‌ايستادند و قول مي‌دادند كه تا سال بعد دست کم يك نهال سرو ديگر كشت كنند.

امروز دو مناسبت ادبی داریم:


✳️ #فیلیپو_تومازو_مارینتی (۲۲ دسامبر ۱۸۷۶ – ۲ دسامبر ۱۹۴۴) شاعر، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و آهنگساز فوتوریست اهل پادشاهی ایتالیا بود.
او با گروهِ هنرمندان و ادیبان موسوم به «آبئی دو کِرتِی» که معتقد به سمبولیسم و آرمان‌شهر بودند در ارتباط بود؛ اما علت اصلی شهرتش، نگارش مانیفست فوتوریسم (آینده‌گری) است که در سال ۱۹۰۹ میلادی منتشر شد.
در آن بیانیه، مارینتی نوشته بود که فوتوریست‌ها از هنرِ گذشته بیزارند و دغدغه‌های اصلی این جنبش، پویایی، سرعت و تکنولوژی است. برای فوتوریست‌ها ماشین، هواپیما و شهرهای صنعتی نشانه‌های بسیار مهمی بودند چراکه آن‌ها پیروزی انسان بر طبیعت را نشان می‌دادند.

✳️ #ادوین_آرلینگتون (زاده 22 دسامبر 1869 ـ درگذشته 6 آوریل 1935) رابینسون شاعر آمریکایی است که به خاطر آثارش سه بار جایزه پولیتزر را تصاحب کرد. شهرت او از جهت اشعار داستانی بلند و تصاویر عینی مبتنی بر روانشناسی از شخصیت‌های انگلستان نو است که معمولاً در قالب شعر سپید ترسیم شده‌اند. اشعار او پلی است بین ویتمن و دیکینسن و شاعران نوگرا ی سدهٔ بیستم.
شعری از او را با هم می خوانیم:


⏹ریچارد کوری

هروقت که ریچارد کوری می اومد توی خیابون‌ها

ما آدم‌های توی پیاده‌رو بهش زل می‌زدیم:

از سر تا پا یه نجیب زاده بود

تمیز، خوش لباس، مثل شازاده‌ها کمرباریک.

همیشه آروم و باوقار

همیشه موقع حرف زدن مهربون.

صبح بخیر گفتنش همه رو میخکوب می‌کرد

موقع راه رفتنش سرتاپاش برق می‌زد.

اعیون بود، آره، اعیون تر از یه پادشاه

از خوبی هیچی کم نداشت:

خلاصه: ما فکر می‌کردیم که او همه چیزه

دم به دم دلمون می‌خواست جاش بودیم.

پس صبح تا شب جون می‌کندیم

منتظر نوری تو زندگیمون بودیمُ

نون خشک خالی سفره مون رو لعنت می‌کردیم.

تا این که یه شب آروم تابستون

ریچارد کوری رفت خونه

با یه گلوله خودشو خلاص کرد.

 



دیدگاه های شما