گزارش مرد لوبیایی

29 دی 1396


خوندن این کتاب زیاد وقتمو نگرفت، اما حداقل تا نیم ساعت بعدش نفسم گرفته بود! چندتا ناسزا هم گفتم ولی چون بدآموزی داره نمی‌گم.
بعد از این‌که تونستم دوباره نفس بکشم از خودم پرسیدم یعنی این کتاب برای چند سال مناسبه؟ یه همچین رمان نوجوانی به درد چه سنی می‌خوره؟

جا داره قبلش از نشر پیدایش و مینو جامی هم بابت تصویرگری خیلی جالب این مجموعه تشکر کنم. راستش ظاهر کتاب باعث شد من یکی از مجموعه کتاب‌های "قصه های عجیب برای بچه های عجیب غریب" رو سفارش بدم.

گزارش مرد لوبیایی یک داستان در مورد خانواده‌ای سه نفره هست که پدر خانواده، آتش‌نشان بوده و در یک حادثه دچار فراموشی می‌شه...
یک داستان تخیلی، ساده، بی رحم، و واقعی. 
امیدوارم بچه‌ها به جای خوندن کتابای لوس و پر از بدآموزی مثل "تام گیتس" کمی به کارهایی مثل این کتاب روی بیارن. 


چند سطر کتاب

من گفتم: «ولی مدال شجاعت باباست.» 
مامان تکرار کرد: «به هیچ دردی نمی‌خوره.» 
بعد به من گفت بروم بازار و مدال شجاعت بابا را بفروشم. گفت با پولش چند تا کدوی گت و گنده هم بخرم. گفت دلش می‌خواد تنها باشد و گریه کند. گفت دلش می‌خواهد آنقدر گریه کند تا بمیرد. مامان هیچ وقت از زندگی‌اش راضی نبود. 

مدال شجاعت بابا را بردم بازار. اما هیچ‌کس مدال شجاعت بابا نخرید. برای هیچکس مهم نبود این مدال را به یک آتش نشان شجاع داده‌اند که جان یک پیرزن را که فکر می‌کرده کلاغ است، نجات داده.
ص 23

 گزارش مرد لوبیایی/ مهدی رجبی/ نشر نشر پیدایش / 62 صفحه/ رقعی/ شومیز/ 9000 تومان



دیدگاه های شما