با چنین خرسی مرو در بیشه‌ای

28 مرداد 1397


#چند_سطر_کتاب

📚@klidar

روحانیت چرا نشان نداده است که به مقولات مهمی چون حقوق بشر، استبداد دینی، قرائت فاشیستی از دین، آفات جامعه دینی، شیوه‌های خوارجی و امثال آن‌ها، حساس و آشناست و در کنار دقتی که در دقائق غسل و طواف به کار می‌بندند، از فهم و تشریح این مقولات هم کم نمی‌گذارد؟ آیا جای سوال نیست که چرا پس از سالیان بلند بعد از انقلاب، یک سمینار در باب استبداد دینی، به همت روحانیان و حوزویان برگزار نشده است تا معلوم بشود که روحانیان دست‌کم در فکر اسلامی‌کردن استبداد نیستند! آیا اهمیت عملی و نظری این مساله از چشم روحانیان مستور مانده است؟ آیا اعظم اصولیین عصر اخیر یعنی استاد الکل، میرزا محمدحسین نائینی خطا می‌کرد و بیماری غربزدگی داشت که استبداد دینی را اهمّ آفات و عوارض دین می‌خواند و دامن حاکمان دینی را از آن پاک می‌خواست؟

مزاج‌گویی عزیز کرده‌های بی‌جهت که روحانیت را به استفاده از کامپیوتر و فلسفه‌ی غرب و... تشویق می‌کنند علاج کار روحانیت نیست. علم خوب است، اما عمل از آن عزیزتر است و امر هدایتگری عظیم‌تر از آن است که به علم تنها برآید، سرنوشت روحانیت، امروز سخت در گرو پیوند او با این نسل «بی‌سن» و تحصیلکردگان جدید است. بدون این پیوند، روحانیت سرفرازی باقی نخواهد ماند. قوت نظری و غیرت عملی، شرط استحکام آن پیوند است. اگر روحانیت خرج خود را از مداحان و سیاه‌کاران و عَمَله‌ی استبداد دینی و حَمَله قرائت فاشیستی از دین و خوارج صفتان و تاریک‌اندیشان و دین برای قدرت‌خواهان جدا نکند آینده‌ای نخواهد داشت. داشتن روحانیانی سرفراز و حرّ و بصیر و غیور، آرزوی همه‌ی نیک‌خواهان این آب و خاک است.

بر تو دل می‌لرزدم ز اندیشه‌ای
با چنین خرسی مرو در بیشه‌ای
این دلم هرگز نلرزید از گزاف
نور حق است این، نه دعوی و نه لاف
(مثنوی، دفتر دوم، ابیات 2021 و 2022)

صفحه 115

📗 رازداری و روشنفکری و دینداری
📗 #عبدالکریم_سروش
📗#نشر_صراط

*مزاج گویی
مطابق طبع و مزاج هر کس سخن گفتن و کسی را از خود نرنجاندن، خوشامدگویی.

 



دیدگاه های شما