آخرین چیزی که به من گفت

04 مهر 1400


#کتاب_امروز
📗 آخرین چیزی که به من گفت
#لارا_دیو

✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:

در یک روز کاملا معمولی، کسی در خونه‌ی هانا رو می‌زنه و یادداشتی از شوهرش به اون می‌ده که کمی مبهمه ولی کاملا ترسناک به نظر میاد: "از بیلی محافظت کن."
بیلی دختر خونده‌ی هانا و در واقع دختر شوهرش، اوئنه. تا آخر شب، روز معمولی هانا تبدیل به یک روز پر استرس می‌شه. "اوئن" به خونه برنمی‌گرده و روزنامه‌ها از بازداشت رئیس اوئن به اتهام کلاهبرداری خبر می‌دن.
اما حرفی از اوئن نیست. به خونه برنمی‌گرده و تلفنش رو هم جواب نمی‌ده. هانا مونده و دنیایی از سوال بی جواب.

ابتدای داستان، ماجرا خیلی ساده به نظر میاد، اما هرچی جلوتر میره، داستان عجیب‌تر و کمی غم‌انگیز میشه. راستش پایان داستان حسابی کفرم رو درآورد. 
این کتاب کاملا جنایی نیست، اما می‌شه گفت معمایی پلیسی به حساب میاد. 

◀️#چند_سطر_کتاب:
این تصویری است که همیشه در تلویزیون می‌شود دید. کسی در می‌زند و می‌دانی قرار است خبری بشنوی که همه‌چیز را تغییر می‌دهد. در برنامه‌های تلویزیونی، معمولا، یک مامور پلیس، آتش‌نشان یا یک افسر یونیفرم‌پوش از نیروهای مسلح پشت در ایستاده است. اما وقتی من در را باز می‌کنم، وقتی می‌فهمم همه‌چیز قرار است برایم تغییر کند، خبررسان یک پلیس یا کارآگاه اتوکشیده نیست. یک دختر دوازده ساله است که لباس فوتبال پوشیده، با محافظ ساق پا.
ص 11

📙آخرین چیزی که به من گفت، لارا دیو، مترجم: #روناک_احمدی_آهنگر، #نشر_نون،  304صفحه، رقعی، شومیز، چاپ دوم 1400، قیمت: 79000تومان

عنوان اصلی: The Last Thing He Told Me
نویسنده: #Laura_Dave


 



دیدگاه های شما