شیر فروش

04 اسفند 1399


#چند_سطر_کتاب 

یک‌بار به اختصار در تلویزیون گفت: «این احساسی که در قلب شماست خیلی جالبه.» و حق هم با او بود. خیلی جالب است، حتی اگر در نهایت این شما نباشید که ماشه‌ی اسلحه را می‌کشید.
و به همین دلیل بود که وجود سگ‌ها لازم بود. آن‌ها مهم بودند، تعادل را برقرار می‌کردند، یک حد فاصل بودند، یک بافر ایمن علیه یک لحظه. 
برخورد رودررو و مرگ‌آور نفرت و نفرت از خود.
همان نوعی که در عرض چند ثانیه بین افراد، بین خانواده‌ها، بین ملت‌ها، بین زن و مرد تمام آسیب‌های بازگشت ناپذیر را به بار آورد. برای متوقف کردنش، برای فرار کردن از دستش و برای دور کردن آن خاطرات بد، آن همه درد و تاریخ و تعصب آن واق‌واق‌ها را می‌شنیدید، هجوم آن واق‌واق‌های وحشیانه و دسته جمعی را می‌شنیدید و همان موقع می‌فهمیدید که باید در خانه‌تان بمانید_ که چهل و پنج دقیقه طول می‌کشید_  تا آن سربازها بروند. 
با این کار دیگر با آن‌ها در تماس نبودید، لازم نبود مزه‌ی ضعف یا بی‌عدالتی را بیش‌تر از قبل حس کنید. بدتر از همه لازم نبود بدانید که شما به‌عنوان یک انسان چقدر از کشتن یا کشته شدن یک انسان دیگر خوشحال خواهید شد...
ص126


📕 #شیر_فروش، #آنا_برنز، #سونیا_سینگ، #نشر_مجید، 376صفحه، قطع رقعی، جلد شمیز، چاپ چهارم1399، قیمت: 52هزارتومان

▫️ t.me/klidarNews ▫️instaklidar (https://www.instagram.com/instaklidar) ▫️ klidar.ir



دیدگاه های شما