زنده باد زندگی

04 تیر 1399


#کتاب_امروز:
📙 #زنده_باد_زندگی
#پینو_کاکوچی
✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #روح‌انگیز_روح‌بخش:


در این کتاب از زبان «فریدا» زندگی پر‌فراز و نشیبش رو با توصیف‌ها و تشبیه‌های جالب می‌خونیم. جالب‌‌تر اینکه فریدا در زندگیش و توصیف‌هاش واسه مرگ هم یک شخصیت با اسم و هویت قایل هست.
باران...
من در باران متولد شدم.
من در باران بزرگ شدم.
بارانی با دانه‌های ریز و متراکم...بارانی از اشک. بارانی ادامه‌دار در روح و بدن.
من با تق‌تق باران تند متولد شدم و بلافاصله مرگ، پلونا دور تختم می‌رقصید و به من لبخند می‌زد.
صفحه۵

فریدا سوار بر اتوبوس در حال رفتن به خونه بوده که یک تصادف خیلی وحشتناک می‌کنه و احتمال مرگش حتمی بوده اما با علاقه زیادش به زندگی و برای زنده موندن با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه.
نتیجه این تصادف یک ماه در گچ و آهن بودن هست با این وجود فریدا در تخت بیماری هم نقاشی می‌کشه از پرتره خودش و هر چی تو ذهنش می‌گذره.

بر خلاف نظر دکترها فریدا بعد از یک ماه از بستر بلند میشه و در اولین روزی که می‌تونه راه بره با تابلوهاش به دیدن دیگو ریورا میره تا نظرش رو راجع به استعدادش در این حرفه بدونه تا تصمیم بگیره که بمونه و فعالیت کنه یا ترکش کنه.
و از اینجا به بعده که وارد زندگی خصوصی، احساسی و هنری فریدا کالو از زبان خودش می‌شیم.

◀️ #چند_سطر_کتاب

من... من زندگی را دریدم. زندگی خودم را. اما هیچ زندگی‌ای را آبستن نشدم. 
اوه، دیه‌گو... من قادر نبودم از بذر تو گنجی بسازم. این زن تکه‌پاره حتا نتوانست پسری به تو بدهد، یک دیگیتو به دنیا بیاورد... و تو می‌دانی که چقدر آرزویش را داشتم، خدای من، چقدر... 
صفحه36


📗زنده باد زندگی، پینو کاکوچی، مترجم: #نیکو_عسگری، #نشر_ثالث، 80صفحه، چاپ سوم 1398، قیمت: 28هزارتومان
#زندگینامه

عنوان اصلی: Viva LA Vida!
نویسنده: #Pino_Cacucci 

 



دیدگاه های شما