شیدایی 1 (جنون)

31 اردیبهشت 1399



بیایید که براتون یک کتاب فانتزی رومانتیک آوردم! آخ آخ والدین نشنون که میان پوست از سرم می‌کنن! همین‌جوریش اسم "رمان نوجوان" رو میاریم، عصبانی میشن که می‌خواین چشم و گوش بچه‌های ما باز بشه؟!🤔

اگه اسم نویسنده براتون آشناس ولی یادتون نمیاد، بگم که  کتاب پرطرفدار "پیش از آنکه بمیرم" از همین نویسنده بود.
سه‌گانه‌ی "شیدایی" یک داستان فانتزی با محوریت عشقه.
اما یه تفاوت کوچولو داره. "لنا" توی زمانی زندگی می‌کنه که عشق یک بیماری حساب میشه. افراد بعد از هجده سالگی تحت درمان قرار می‌گیرن تا از شر این بیماری مهلک که آروم و قرار رو از آدم می‌گیره و عقل رو زایل می‌کنه، خلاص بشن.

مادر لنا با وجود درمان، متاسفانه به این بیماری دچار شده و لنا تمام تلاشش رو می‌کنه تا به سرنوشت مادرش مبتلا نشه. باید آزمون‌ها رو به بهترین نحو بگذرونه تا بتونه آبروی از دست رفته‌ی خانواده رو برگردونه و زندگی بهتری داشته باشه. اما این بیماری لعنتی...

◀️ چند سطر کتاب

برمی‌گردم و به عقب نگاه می‌کنم. نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم. دخترها را می‌بینم که در لباس‌های نارنجی‌رنگشان مثل شعله‌های آتش می‌رقصند. انگار همه چیز دارد یکباره از من دور می‌شود. همه‌ی صداها با هم قاطی می‌شوند و تشخیص‌شان از هم آسان نیست. مثل صدای یکنواخت و همیشگی دریا در پس زمینه‌ی ضرب‌آهنگ خیابان‌های شهر، که آن‌قدر یکنواخت است که هیچ وقت متوجه‌اش نمی‌شوی. همه‌چیز بی کم و کاست، از پیش تعیین شده و ثابت به نظر می‌رسد. انگار به دقت طراحی شده و با جوهر هم مشخص شده باشد. لبخندهای یخ‌زده پدر و مادرها، برق کورکننده فلاش‌ها، دهان‌های باز و برق دندان‌های سفید، موهای سیاه براق و آسمان آبی تیره و نور بی‌امان خورشید؛ همه دارند در نور غرق می‌شوند ـ همه‌چیز آن‌قدر تمیز و بی‌نقص است که از حالا رویا یا خاطره‌ای دور به نظر می‌رسد.
ص99
📗شیدایی 1 (جنون)، لورن الیور، مترجمین: #مریم_مقدس و #نسیم_قیاسی، #نشر_پرتقال، 448صفحه، چاپ دوم1398، قیمت: 45هزارتومان
#رمان_نوجوان

@klidar



دیدگاه های شما