متولد ماه آوریل

04 اردیبهشت 1399


میدونستید وقتی کتابی رو نیمه تموم میذارید، شخصیت داستان یه گوشه منتظر شما میمونه تا شما برگردین و بقیه داستانش رو بخونید؟؟ بهش میگن پشت صحنه‌ی داستان!

«اوا» میخواد یه دختر معمولی باشه نه اون دختر خاصی که مادرو پدرش ازش انتظار دارن. میخواد یه خونه‌ی معمولی داشته باشه نه یک خونه‌ی عجیب‌وغریب روی کانال آب. می‌خواد پدر و مادرش به اون توجه داشته باشن، میخواد...
اینا بخشی از دغدغه‌های اوا هستن که توی داستان تعریفشون میکنه، باهاشون میجنگه و حتی گاهی آرزو می‌کنه بره و برای همیشه توی یک کتاب زندگی کنه...

بخش اصلی این داستان مربوط میشه به کتاب خوندن اوا. اوا عاشق کتاب خوندنه. اون با خوندن کتاب‌ها به «الویرا» تبدیل می‌شه و توی کتابا زندگی می‌کنه. حتی گاهی به پشت‌صحنه‌ی داستان‌ها می‌ره و با شخصیت‌هاشون صحبت می‌کنه. اما ماجراهای زیادی در انتظار «اوا» هستن که حتی «الویرا»، شخصیت داستانیش فکرش رو هم نمی‌کنه. همه چی با اومدن «جوریس» شخصیت کتاب جدیدش شروع می‌شه...

چند سطر کتاب

گوریل گفت: «اگه مثل جوریس توی یه کتاب باشیم.»

«خب که چی؟»
«بعد همه‌چی آسون می‌شه. اون‌وقت دیگه تکلیف آدم معلومه. اون‌جا تو فقط همون کاری رو می‌کنی که توی داستان نوشته شده.»
الویرا سر جایش  ایستاد. فنجان چای توی دستش لرزید.
«اما اینجا اینجوری نیست. ما این‌طوری نیستیم گوریل.»
گوریل کله‌اش را با دست‌هایش چلاند. «منظورم اینه که بهتره کتاب بخونی.»
«بله. کتاب بخون و به هیچی فکر نکن.» دخترک توی اتاق این‌پا و آن‌پا کرد. الویرا آخرین تکه‌ی کلوچه کشمشی را چپاند توی دهانش. همان‌طور که کلوچه را می‌جوید با بی‌حالی کتاب را ورق زد تا رسید به نقاشی اول داستان جوریس. توی تصویر قیافه‌ی یک‌دنده‌ی جوریس جلوی پنجره‌ی باز اتاق زیرشیروانی دیده می‌شد و مادرش هم در طبقه‌ی پایین با تلفن حرف می‌زد. 
گوش‌های الویرا سوت کشید و یک‌دفعه اتاق انگار در دوردست‌ها بود.
«کاش من واقعا توی کتاب بودم. کاش می‌شد.»
ص77

متولد ماه آوریل، کلیر هولسن‌بک، مترجم: پیمانه قماشچی، نشر پرتقال، چاپ اول 1398، 280صفحه، قیمت: 45هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: Eva en het toeval
نویسنده: Claire Hulsenbeck

▫️ t.me/klidar 



دیدگاه های شما