باشگاه مشت زنی فمینیستی

23 بهمن 1398


میدونم که الان بعضیا با خوشحالی دارن دستاشونو به هم می‌مالن میگن ببین اینجا چی داریم: یک فمینیست عصبانی!
اما کسی توی این کتاب عصبانی نیست و همه چیز خونسردانه پیش میره. البته خواننده ممکنه گاهی از یادآوری چیزهایی که همیشه آزارش میدن عصبانی بشه و خب حق هم داره. اما افرادی هستند که به خودشون حق میدن هر رفتار دور از ادب، جنسیت‌زده و حتی خشنی داشته باشن ولی اگه طرف مقابل (یک زن) جوابشون رو بده اون رو عصبانی، یا پریود یا هر چیز دیگه‌ای خطاب می‌کنن (در حالی که فقط دارن حقشون رو می‌گیرن). در واقع حق "هر نوع رفتاری" منحصر به خودشونه و به جواب نشنیدن عادت کردن.

نظرات مختلفی هست که چطور باید جواب این افراد رو داد، اما نویسنده‌ی این کتاب معتقده با خونسردی و زیرکی میشه خیلی چیزها رو عوض کرد. اگه من باشم در خیلی از این موقعیت‌ها درجا جواب طرف رو میدم و اصلا علاقه‌ای به مدارا ندارم. مثال جالبی توی کتاب آورده شده که کاملا دقیق نشون میده چرا خیلی از افراد مثل من دیگه دلیلی نمی‌بینن صبوری به خرج بدن:  «برخی این جنسیت‌گرایی را مرگ با هزار زخم می‌نامند. وقتی توهین‌ها و اهانت‌ها را شخصی در نظر بگیریم، فراموش کردن یا نادیده گرفتن آن‌ها سهل می‌شود، اما به مرور زمان و در کل، غیرقابل تحمل است.» 

اما چه چیزی این کتاب رو متمایز می‌کنه؟ این کتاب در واقع یک راهنمای کاربردیه. نویسنده ننشسته فقط ایراد بگیره، بلکه موقعیت‌های مختلف و فراوانی که یک "فرد" ممکنه در محیط جنسیت‌زده با اون مواجه بشه رو بیان کرده و برای هرکدوم راه حلی ارائه داده. چرا راه حل مهمه؟ یعنی خود اون آدما به فکر خودشون نمی‌رسه چیکار باید بکنن؟
خب ممکنه نرسه، چون خیلی از ما در طول سال‌ها و بر اثر تربیت و فشارهای جنسیتی مجبور شدیم یک روش خاص (مطابق نظر دیگران) رو یاد بگیریم، اما باشگاه مشت‌زنی یاد میده چه راه حل‌های ساده و خلاقانه‌ی دیگه‌ای وجود داره که میشه هم برخورد مناسب داشت و هم به نتیجه‌ی دلخواه رسید.

البته باز هم یک الگوی خاص همیشه جواب نمیده اما ذهنتون رو فعال می‌کنه که متناسب با موقعیت خودتون، یک روش زیرکانه و کم دردسر پیدا کنید. (بله قطعا لازمه چون این چیزها در طول روز، بارها و بارها تکرار میشه و نمیشه همیشه دعوا کرد، مخصوصا اگه محیط کار باشه.)

چند سطر کتاب

آقای قاعدگی‌سنج هر بار که جمله‌ای صریح و محکم از دهان یک زن خارج می‌شود، با خودش می‌گوید: «احتمالا زمان به هم ریختن هورمون‌هایش است!» او به این فکر نمی‌کند که لحن تند و جدی شما به خاطر فوریت و اضطرار شرایط کاری است بلکه پیش خودش می‌گوید : «بیچاره! زن است و یادش رفته قرص دیکلوفناکش را بخورد تا آرام باشد.» آقای هورمون‌سنج دونالد ترامپ است که وقتی مگین کلی مجری سرشناس فاکس نیوز جرئت کرد درباره‌ی توهین‌های لفظی ترامپ به زنان از او سوال کند، با بی‌ادبی تمام گفت که احتمالا مگین کلی در دوران قاعدگی به سر می‌برد و حال خوشی ندارد. او حتی پا فراتر گذاشت و به دهه‌ی 1960 اشاره کرد. زمانی که مسئله‌ی قاعدگی زنان یکی از مباحث اساسی ناسا و توجیهی برای عدم اعزام زنان به فضا بود. این روزها نمودی از دونالد ترامپ را در همکاران مردی پیدا می‌کنیم که بعد از جلسه‌ای که شما در آن با موضوعی مخالفت کرده‌اید، به سراغتان می‌آیند و می‌پرسند: «خوب هستی؟ به نظرم کمی آشفته‌ای؟»

ص60

📗باشگاه مشت زنی فمینیستی، جسیکا بنت، مترجم: #فاطمه_باغستانی، #نشر_کوله_پشتی، 264ص، قیمت: 38هزار تومان
روانشناسی  جامعه شناسی

عنوان اصلی: Feminist Fight Club An Office Survival Manual for a Sexist Workplace
نویسنده: Jessica Bennett

▫️  t.me/klidar



دیدگاه های شما