نونهال

13 بهمن 1398


 "تاکشی کیتانو" شاید برای دوستدارن سینما اسم ناآشنایی نباشه. آقای کیتانو هنرپیشه‌ی کمدی و کارگردان ژاپنی هست که کار خودش رو از تئاترهای دسته چندم خیابونی و فیلم‌های رده پایین سینما شروع کرده و  در نهایت موفق به کسب جایزه "شیر طلایی" برای ژاپن شده. آقای کیتانو در سینما و هنر هفتم ژاپن چهره‌ی شناخته شده‌ای هست.

اما در ادبیات!
وقتی اسم ادبیات ژاپن می‌یاد همه تحت تاثیر "هاروکی موراکامی" و رئالیسیم جادوییش قرار می‌گیریم. صد البته که موراکامی نویسنده قابل‌ستایشی هست، اما این باعث نمیشه ادبیات ژاپن رو محدود به "موراکامی" کنیم؛ این نکته رو هم در نظر داشته باشیم موراکامی نویسنده قرن ماست! در نوشته هاش کمتر به فضا و فرهنگ خاص ژاپنی‌ها می پردازه و سبک نوشتار مدرنی داره. اما آقای کیتانو در ادبیات کاملاٌ متفاوته، ساده می‌نویسه و در داستان‌هاش فرهنگ ژاپن کلاسیک و قدیمی رو زنده می‌کنه.  مجموعه‌داستان "نونهال" سه داستان کوتاه از این کارگردان شناخته شده هست، مملوء از فضای ساده و نوستالژیک کودکان و نوجوانان ژاپنی.

نثر کتاب ساده است و به لطف مترجم خیلی از اصطلاحات ژاپنی تحت الفظی، به فارسی برگردونده شدن و در پایین صفحه براشون توضیح مختصر و مفیدی ذکر شده. مثلاً در داستان " "قهرمانِ دوتِرا پوش"، "دوتِرا" نوعی ژاکت گرم و سنتی ژاپنی مثل کیمونو هست که رنگ‌های شاد و متنوعی داره اما  امروزه دیگه ازش استفاده نمی‌شه! 
در این داستان پسری به اسم "مامُرو" خاطره‌ای از مسابقه دویی که هرساله در مدرسه‌ش برگزار می‌شه رو تعریف می‌کنه. در این خاطره مامُرو و داداشش* "شییئیچی" که بچه‌ای درس خونه اما شانسی تو ورزش نداره با کاراباکای مریض و دوتِرا پوش مسابقه می‌ده! 
* (در ژاپن فقط برادر کوچکتر حق داره برادر بزرگش رو "داداش" خطاب کنه و برادر بزرگ، برادر کوچک رو به اسم کوچکش صدا می زنه!)

در هر حال جدا از تماشای فیلم‌های آقای کیتانو  که در لیست "فیلم هایی که باید ببینم قرار گرفته"، از خوندن داستان کوتاه‌های کتاب" نونهال" و حس قدیمی و نوستالژیک ژاپن چند دهه پیش لذت بردم.

چند سطر کتاب

بالاخره نوبت دوِ انفرادی هشتادمتر شینئیچی و کاراباکا شد.

مامُرو که دیگر در نوبت بعدازظهر در هیچ ماده‌ای شرکت نمی‌کرد، کنار مادرش نشست تا از همان‌جا تماشا کند.
در اینجا و آن‌جای زمین مسابقه، کمی آب جمع شده بود، اما آن قدری نبود که مشکل‌ساز شود.
از سکوی پخش، مارش سوزا پخش شد و شور و هیجانی که به خاطر باران رخت بسته بود، دوباره به زمین مسابقات بازگشت.
«نوبت بعدازظهر مسابقات را برگزار می‌کنیم و ابتدا مسابقات دوِ انفرادی هشتادمتر دانش‌آموزان سال ششم برگزار می‌شود. از تماشاچیان گرامی خواهش می‌کنیم که ورود دانش آموزان سال ششم را با تشویق همراهی کنند.»
با پیام مسئول پخش بلندگو، همۀ نگاه‌ها به سمت دروازۀ میدان ورودی مسابقات چرخید. 
«مامان نیگا، داداشه. داداش، داداش حسابی تلاش کن!»
«می دونه خودش، تو زبون به دهن بگیر بچه، واقعاٌ که! آروم بشین تماشا کن.»
اما خود مادر به جلو خم شده بود و محکم دست می‌‌‌زد.
شینئیجی در گروه اول دونده‌ها بود و کاراباکا در گروه سوم. 
پنج نفر دیگری که در گروه اول بودند با سبکبالی می‌پریدند و دست و پایشان را تکان می‌دادند، اما شینئیچی به آسمان خیره شده بود و خودش را گرم نمی‌کرد.
ص38

نونهال، تاکشی کیتانو، مترجم: مصطفی رضوی، نشر کوله پشتی، چاپ اول 1398، 120صفحه، قیمت: 
20000تومان

یادداشت از: کلیدر/ مینا لگزیان

عنوان اصلی: SHOUNEN
نام نویسنده: Takeshi Kitano

▫️  t.me/klidar



دیدگاه های شما