آدم‌خواران

07 بهمن 1398


در سال 1870، در روستایی به نام «اوتفای» فاجعه‌ای رخ می‌ده. فاجعه‌ای که روزنامه‌ها تا مدت‌ها از مجرمین با عنوان «جماعتی که تنها نقاب انسان به چهره زده‌اند» یاد می‌کردند. 

در همین سال که فرانسه درگیر جنگ وحشیانه‌ای با پروس بوده، درست یک ماه بعد اتفاقی عجیب می‌افته که می‌شه دست‌مایه رمان کوتاه «آدم‌خواران». قتلِ وحشیانه و غیرمنصفانه‌ی «آلن دو مونِی». جوانی که دارای محبوبیت زیادی بین مردم اوتفای بوده. تمام ماجرای کتاب در یک روز اتفاق می‌افته. در کنار آشوب و ناآرامی‌های جنگ، جشنی سه‌روزه برای بزرگداشت سالروز جمهوری اول در اوتفای برگزار می‌شه. آلن از همه جا بی‌خبر برای خرید و شرکت در جشن به روستا میاد. در اوتفای، طی بحثی، مردم متهمش می‌کنند به اینکه از پروسی‌ها دفاع کرده. از اون لحظه به بعد همه چیز تغییر می‌کنه، همه‌ی مردم دهکده گذشته‌ی خوبی که با آلن داشتند رو فراموش می‌کنند و فقط به دنبال راهی هستند که خشم خودشون رو نشون بدن: کَندن انگشت‌های پای آلن، نعل زدن به پاش، سوزوندن و خوردن گوشت تنش و...
یک رئالیسم سیاه نفس‌گیر...

ژان تولی برای به تصویر کشیدن این فاجعه به گزارش‌های پلیس و دادگاه بسنده نکرده و شخصا به دهکده‌ی اوتفای می‌ره تا از جزئیات ماجرا بهتر باخبر بشه. هر‌چند مردم دهکده تهدیدش می‌کنند که اگه به اونجا برگرده قربانی جدید خواهد بود!

طبق نوشته‌ی پشت جلد کتاب: «ژان تولی از نویسندگان پرکار و چندساحتی فرانسه است. او هم رمان می‌نویسد، هم فیلمنامه، هم شعر و گاهی نیز کارِ کارتون و سینما می‌کند.» از جناب تولی قبل از انتشار این کتاب، «مغازه خودکشی»هم توسط نشر چشمه منتشر شده. 

چند سطر کتاب

کشتن آلن به یک سیرک تبدیل شده بود. مضحکه‌ای از لوده‌بازی‌های عده‌ای مجنونِ غضبناک. مردم با پای چپ از روی آلن رد می‌شدند، چون اعتقاد داشتند این کار برای‌شان شانس می‌آورد. آن‌ها طوری آلن را می‌زدند انگار دارند گندم یا خرمن می‌کوبند. 

آلن را لِبِرو مقایسه می‌کردند؛ هیولای اسطوره‌ایِ پریگو که محکوم شده بود شب‌ها نزدیک روستاها گشت بزند. طبق افسانه‌ها لِبِرو تن‌پوشی از پوست حیوانات می‌پوشید؛ غذایش سگ بود و زن‌ها را آبستن می‌کرد؛ شب‌ها اگر رهگذر تنهایی می‌دید به پشتش می‌پرید و از او سواری می‌گرفت ولی همین که صبح می‌شد تبدیل به آدمی مهربان می‌شد. 
روستاییان صدای‌شان را بالا بردند. «لِبِرو! لِبِرو!»
مردم با انگشت روی سینه‌شان صلیب می‌کشیدند. همه انگار با یک خون‌آشام طرف بودند، یک انسان.
ص 57

آدم خواران، ژان تولی، مترجم: احسان کرم ویسی، نشر چشمه، چاپ دوم1398، 114صفحه، قیمت: 19500تومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: Mangez-le si vous voulez
نام نویسنده: Jean Teulé

▫️  t.me/klidar



دیدگاه های شما