زندگی در مرگ

15 دی 1398



پروفسور سو بلک، انسان‌شناس پزشکی قانونی، به واسطه‌ی شغلش و علاقه‌مندی‌هاش، با مرگ سر و کار داشته و شاید هیچ چیزی به اندازه‌ی مرگ براش آشنا نیست. کتاب "زندگی در مرگ" کتابیه در مورد مرگ از جنبه‌های مختلف. از توصیفات و علل فیزیکی گرفته تا احساساتی که در ما ایجاد می‌کنه.
پشت جلد کتاب نوشته: 

"انتظار داریم کتابی با موضوع مرگ، غم‌انگیز یا هولناک باشد، اما کتاب زندگی در مرگ نه غم انگیزست نه هولناک. روایت‌های این کتاب به اندازه‌ی بهترین رمان‌های جنایی جذابند، هم تراژدی هستند هم طنز."

ولی اجازه بدید با این نوشته مخالفت کنم. بخش دومش درسته اما درباره هولناک نبودن این کتاب می‌تونم بگم اگه مثل من آدم رقیقی هستین، بهتره یک لیوان آب و یک جعبه دستمال کاغذی کنارتون داشته باشید. و مثل من هفته‌تون رو  با این کتاب شروع نکنید!
نه اینکه بگم غم‌انگیز نوشته، نه. بلکه نویسنده کاملا منطقی و سرراست مرگ رو توضیح داده. همین حس بی‌خیالی و طنزی که توی کتاب موج می‌زنه، اینکه با مرگ کنار میاد و حتی گاهی حس عذاب وجدان به آدم میده، احساسات مختلفی رو از جمله غم و خشم ایجاد می‌کنه.

در بخش‌های اول از "هنری" فردی که جنازشو برای کالبد شکافی به دانشگاه اهدا کرده بود، حرف می‌زنه. از هنری برای این‌که آموزگار صبوری بوده تا اون و سایر همکلاسی‌هاش آموزش ببینن، تشکر می‌کنه. اما دقیقا همین توصیفات از هنری، مثل مورچه روی پوست آدم راه میرن. آدمی که بدون هیچ اسمی (هنری انتخاب خودشون بوده) آورده میشه تا بارها کالبدشکافی بشه تا دانشجویان درس عملی یاد بگیرن.
در بخش‌های بعدی، از تجربیاتش در مواجهه با مرگ، از جنبه‌های عاطفی میگه. مثلا مرگ اعضای خانواده. دیدن مرگ کسانی خارج از حیطه‌ی کاری. پس از اون هم باز به سراغ تجربیات کاریش در کشورهای مختلف میره و باز هم مرگ....

شاید به خاطر فرهنگ ما باشه که انقدر مرگ رو سخت می‌گیریم اما جز غم، این کتاب چیزهای زیادی رو به ما یادآوری می‌کنه. اینکه چطور در عین دوست داشتن دیگران، منطقی باشیم. شاید مثل نویسنده‌ی این کتاب قادر نباشیم مرگ رو مثل کف دستمون بشناسیم، اما می‌تونیم در دیدگاهمون بازنگری کنیم.

◀️ چند سطر کتاب

به هر حال پدرم سوزانده شد و حدود یک سال در جعبه‌ای خوش ساخت و زیبا که اگر خودش بود تاییدش می‌کرد، روی میز راهروی خانه‌ی ما نشست تا توانستیم همه‌ی اعضای فامیل را برای تدفینش دور هم جمع کنیم. عجله‌ای نداشتیم. او مرده بود و قرار نبود جایی برود. حتی نظافتچی‌ها بعد از شوک اولیه به او عادت کردند و از او خوششان آمد. وقتی می‌آمدند به او صبح بخیر می‌گفتند و پلاک برنجی اش را گردگیری می‌کردند. وقتی سرانجام خانه را ترک کرد واقعا ناراحت شدند. آدم‌ها حتما نباید زنده باشند تا حضورشان حس شود.
روز کریسمس فکر کردیم پدربزرگ باید برای ناهار به ما ملحق شود و جعبه‌اش را روی میز غذاخوری گذاشتیم. ممکن است از نظر بعضی‌ها عجیب باشد، ولی برای ما یک جورهایی عادی بود. یک کلاه بابانوئل هم گذاشتیم بالای جعبه. لیوان‌هایمان را به افتخار پدرم و همه‌ی رفتگانی که یک دنیا برای مان ارزش داشتند بالا بردیم.
ص118

📗زندگی در مرگ، سو بلک، مترجم: #راضیه_خشنود، #نشر_مشکی، 366صفحه قیمت: 73هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

عنوان اصلی: All That Remains: A Life in Death
نویسنده: #Sue_Black

 

عنوان اصلی: All That Remains: A Life in Death
نویسنده: #Sue_Black

@klidar



دیدگاه های شما