قورتش بده

23 آبان 1398


 

✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #محبوبه_کوشککی

ماهمیشه برای کودکانمان دنبال کتاب‌هایی هستیم که همراه با بیانی ساده مفاهیم عمیق را در خود داشته باشند و البته فضایی که کودک را مجذوب کتاب‌خوانی کند و کتاب خواندن را برای
کودکان به سرگرمی بدل کند نه این‌که آن‌ها احساس کنند یک تکلیف روزانه را انجام می‌دهند.

کتابی که امروز معرفی می کنم داستانی است از خانم  «عادله خلیفی» با نام  «قورتش بده»

 قورتش بده نام دختر کوچکی است که در فصل اول داستان  متوجه می‌شود استعداد عجیبی دارد‌؛ او می تواند اشیاء و هر چیزی را
از دور با دو انگشت اندازه بگیرد و کوچک کند و بعد هم آن را بگذارد روی زبانش و به سادگی قورت بدهد و چند دقیقه بعد آن را به شکل یک عکس برگردان روی زبانش برگرداند. بنا براین هر چیزی را که از آن خوشش نمی‌آید تبدیل می‌کند به یک عکس برگردان. او پدری دارد به نام «پروفسور» که مردی حریص است. پروفسور همیشه دوست داشته چیزی عجیب و غریب اختراع کند و یا یک کلکسیون عجیب داشته باشد که حالا میخواهد از این استعداد دخترش  برای برآوردن آرزوی خود استفاده کند... 

در ادامه کم‌کم تمام بچه‌ها از قورتش بده خواهش می‌کنند تا هر چیزی و هر کسی که  آن‌ها از او خوششان نمی‌آید را قورت بدهد و آن‌ها را از شر آن شخص یا شیء راحت کند. هر چیزی مانند، مدرسه، اطرافیان، اسباب بازی‌ها، گربه‌ها، لباس و... 
داستان به همین ترتیب ادامه دارد تا وقتی که پیامد‌های این کار آن‌ها را متوجه نتیجه این اعمال می‌کند. اما نویسنده در بخش پایانی هم بسیار عالی کودک را به فکر وا می‌دارد.  

کتاب مفاهیم عمیقی چون، قدر دانی، بخشش، زندگی اجتماعی و.... را که ما سعی داریم در زندگی روزمره به کودکانمان بیاموزیم در این داستان گنجانده وبسیار زیبا در اختیار افکار کودک قرار می‌دهد.

 فضایی کاملا کودکانه دارد طراحی‌ها و نقاشی‌های فانتزی 
این کتاب برای کودکان بسیار جذاب است و بیان مفرح ونوشتار جالب آن کودک را به خواندن کتاب ترغیب می‌کند. «مهم‌تر این‌که کتابی به این خوبی از یک نویسنده‌ی جوان ایرانی است» 


◀️چند سطر کتاب

پروفسور برای قورتش بده یک نمایش بزرگ در بزرگ‌ترین سالن شهر برگزار کرد و آنجا چیز های مختلفی گذاشت. قورتش بده هم همه را قورت داد تا مردم باورشان شد. 
اما قورت دادن به همین سادگی نبود! 
وقتی پروفسور و قورتش بده از سالن بزرگ شهر بیرون آمدند، قورتش بده دلش درد می‌کرد، خیلی خیلی هم درد می‌کرد. اما پروفسور اصلا حواسش به او نبود. قورتش بده دلش را محکم گرفته بود انگار چیز هایی که قورت داده بود توی دلش به این طرف و آن طرف پرت می‌شدند.

📗قورتش بده 1 (خورشید را برایم قورت می دهی؟)، عادله خلیفی، #نشر_هوپا، 256صفحه، قیمت:24هزار تومان

@KLIDAR 



دیدگاه های شما