یک شب فاصله

03 مهر 1398


تصور کنید جمع کوچیک خانوادگی‌تون یک شب از هم بپاشه! همینقدر تلخ. شما به این فکر می‌کردین که خب فردا هم مثل امروز کنار هم هستیم، اما گاهی در فاصله‌ی یک شب همه چیز فرق می‌کنه...

بعد از جنگ جهانی دوم، دقیقا زمانی که مردم می‌خواستن دوباره زندگی رو شروع کنن، تلاش کنن، خسارت‌ها رو جبران کنن؛ دیوار برلین ساخته شد. این دیوار که به پرده‌آهنین مشهور بوده، 155 کیلومتر طول داشته و تقریبا 3.5 متر ارتفاع. با ساخته شدن ناگهانی دیوار، شهر برلین به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌شه. اما این فقط ظاهر ماجراست. کسی حق رفت آمد از این دیوار رو نداره! نه از برلین شرقی به برلین غربی باید رفت و نه از غربی به شرقی...

«گرتا» یک دختر دوازده ساله‌ست. خانواده گرتا تصمیم میگیرند که به سمت برلین غربی مهاجرت کنند. زمانی که پدر و برادر گرتا به سمت برلین غربی برای جست‌جوی کار و خونه می‌رن، شبانه دیوار برلین ساخته می‌شه و عبور و مرور ممنوع. اینکه پدر و برادرش دیگه نمی‌‌تونن به خونه برگردند یک طرف ماجراست و اینکه گرتا و مادرش، برادر دیگه‌ش و حتی همسایه‌ها و دوستانش در شهر خودشون زندانی شدند یک طرف دیگر ماجراست. 
گرتا هر روز با خیره شدن به دیوار درباره‌ی آزادی رویاپردازی می‌کنه. اما این آزادی به واقعیت پیدا می‌کنه؟ 

چند سطر کتاب

مامان یک بار گفت که شگفت‌انگیزترین چیز درباره‌ی جوانی این است که آدم می‌تواند به هر شرایطی عادت کند؛ این‌که زندگی هر چه به سر آدم‌ بیاورد، هر قدم هم که عجیب باشد، به زودی برای آدم عادی می‌شود، تا حدی که دیگر دیوانگی هم به نظر طبیعی می‌رسد؛ طوری که انگار درستش این بوده که همه‌چیز برعکس آنی باشد که هست. 

این حرف‌ها اولش به نظرم بی‌معنی می‌رسید، اما در طول چهار سالی که از ساخته‌شدن دیوار می‌گذشت، هر روز بیشتر از پیش تکرارش را به چشم می‌دیدم. بیشتر بچه‌ها دیگر حواسشان هم به دیوار نبود. آن‌ها درست جلوی چشم مرزبان‌های مسلحی که در برج‌های دیده‌بانی‌شان ایستاده بودند، هولاهوپ بازی می‌کردند، زیر سایه‌ی دیوار هفت‌سنگ می‌چیدند و همان‌طور که یادشان داده بودند، بی‌آن‌که چیزی بپرسند، بله زندگی ادامه می‌دادند. 
ص 26

▪️یک شب فاصله/ نویسنده: جنیفر ای نیلسن/ مترجم: عادله قلی پور/ نشر پرتقال/ چاپ ششم 1398/ 288 صفحه/ قیمت: 27000 تومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: A Night Divided 
‏نویسنده: Jennifer A. Nielsen

▫️  t.me/klidar



دیدگاه های شما