خانه‌ای کف دریاچه

24 تیر 1398


رده بندی سنی: 17 سال به بالا


جیمز و آملیا با هم یک قرار عاشقانه می‌ذارن. قراری که جیمز میخواد متفاوت و باحال باشه، برای همین آملیا رو برای دیدن یک دریاچه مخفی می‌بره. اما این قرار خیلی زود تبدیل به چیزی متفاوت و هیجان انگیزتر میشه. چیزی فراتر از انتظار جیمز و آملیا.

خانه‌ای مرموز کف دریاچه قرار داره که معلوم نیست از چه قانونی پیروی می‌کنه. همه چیز طوری به نظر می‌رسه انگار همین چند لحظه پیش به زیر آب رفته اما چرا و چطور؟
این خونه‌ی مرموز، این قرار عاشقانه‌ی ترسناک، این جنون که هر لحظه بیشتر میشه، تحت تاثیر چیه!؟

اگه کتاب کابوک (جعبه پرنده) رو خونده باشید، کمابیش سبک این نویسنده دستتون اومده. ساعت‌ها و روزها شما رو دنبال خودش می‌کشونه، سرنخ‌های کوچیک میده و ترس رو ذره‌ذره تزریق می‌کنه تا وقتی که آماده‌ی اتفاق اصلی بشید....

چند سطر کتاب

آملیا با خود فکر کرد ماهی مُرده.
اما بیشتر شبیه این بود که ماهی داشت به بالا نگاه می‌کرد، به سمت او.
آملیا گفت: «من خوبم.» اما ماهی مضطربش کرد. آیا آب مشکلی داشت؟ البته وجود ماهی مرده در یک دریاچه طبیعی بود. اما مسئله بیشتر حالت نگاه ماهی بود، طوری که انگار، ماهی و دختر واقعا به یکدیگر نگاه می‌کردند.
جیمز گفت: «من که همیشه گرسنه‌م. وقتی بچه بودم دو تا...یا خدا!»
آملیا به سرعت به جیمز نگاه کرد. وقتی که جیمز فریاد کشید، او داشت به ماهی فکر می‌کرد. آیا جیمز هم در مورد ماهی فریاد کشیده بود؟
آملیا با ترس پرسید: «چیه؟ چیه؟»
جیمز پارویش را از آب بیرون آورد، آملیا هم همین کار را کرد.
جیمز به سطح آب زل زده بود، با چشمانی که از تعجب گرد شده بود. بیش از حد گرد.
آملیا به آن سمت نگاه کرد.
او نیز چیزی را که جیمز می‌دید، دید.
یک سقف.
آملیا گفت: «وای خدا، وای خدای من.»
آن‌ها از بالای آن عبور کردند، مانند پرنده‌ای از آسمان بالای سقف، هواپیمای کوچکی برای دو نفر.
ص41

📘خانه‌ای کف دریاچه/ نویسنده: جاش ملرمن/ مترجم: #حامد_شانکی/ #نشر_باژ/206 صفحه/ قیمت: 25 هزار تومان

عنوان اصلی: A House at the Bottom of a Lake
نویسنده: #Josh_Malerman



دیدگاه های شما