واژه‌هایی در اعماق آبی دریا

20 تیر 1398



برید کنار اشکی نشید!! امروز یک رمان عاشقانه داریم براتون.
فکر کنم دیگه می‌تونیم یک قفسه کامل اختصاص بدیم به رمان‌هایی که توی کتاب‌فروشی اتفاق میفتن. شایدم خودم یک روز کتابی تو همین مایه‌ها بنویسم. "واژه‌هایی در اعماق آبی دریا" هم یکی از همین کتاب‌هاست که توی کتاب‌فروشی اتفاق میفته. البته نه همه‌ی اون، اما یک کتاب‌فروشی در مرکز همه اتفاقاته.

ریچل، برادرش رو در یک حادثه از دست داده و حالا به خاطر افسردگی، اونو مجبور می‌کنن تا به شهری دیگه بره و مدتی از محل زندگیش دور باشه. این شهر جدید، در واقع جاییه که چند سال پیش ریچل و خانواده‌ش اونجا رو ترک کردن. البته ریچل با دلی خوش اون شهر رو ترک نکرده اما حالا دیگه مهم نیست.

ریچل زمانی هنری رو دوست داشت اما به دلایلی نشد که با هم رابطه‌ای داشته باشن و ظاهرا نامه‌ای که برای هنری نوشته بود به دستش نرسیده و شاید هم اهمیتی براش نداشته.. حالا که ریچل دوباره به شهر برگشته، با هنری همکار میشه و شاید این مسئله، مرهمی برای دل‌های شکسته‌ی جفتشون باشه.

چند سطر کتاب
ساعت ده، وقتی در جاده بودیم و داشتیم به سمت سیریج می‌رفتیم، پیامی برایم فرستاد که در آن نوشته بود: «ببخشید دیر بیدار شدم!! باهات تماس می‌گیرم.»
به پیامش نگاه کردم و با خود فکر کردم که هنری از علامت تعجب استفاده نمی‌کند. او از این علامت خوشش نمی‌آید مگر این‌که یک صفحه پر از علامت تعجب کشیده شده باشد، که در این صورت بیشتر شکلی شبیه باران می‌شود. مخصوصا زمانی که کسی دو علامت تعجب پشت سر هم می‌گذاشت اصلا خوشش نمی‌آمد و آن زمان علتش را فهمیدم. دو یعنی زیادی تلاش کردن. دو یعنی یک جای کار می‌لنگد.
امی عاشق علامت تعجب است. یک بار که یکی از داستان‌های کوتاهش را می‌خواندم، در پایان جمله‌ی تمام شخصیت‌ها از علامت تعجب استفاده کرده بود. او این پیام را نوشته بود. تصور کردم که کنار هنری نشسته و نامه‌ی مرا می‌خواند و به او می‌گوید که چطور جواب مرا بدهد: «بهش توجهی نکن. اون که به هر حال داره میره.»
ص 33

📘واژه‌هایی در اعماق آبی دریا/ کت کرولی/ مترجم: #زهرا_جهانفریان/ #نشر_کوله_پشتی/ 332 صفحه/ 38 هزار تومان
📚@klidar

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی



دیدگاه های شما