مقایسه ترجمه

13 تیر 1398


📕 گند زدن بس است
گری جان بیشاپ/ مترجم: شبنم اسماعیلی / نشر میلکان/ 144 صفحه/ چاپ اول 1398/ قیمت: 28هزارتومان

📘 بسه دیگه گند نزن
گری جان بیشاپ/ مترجمین: صدیقه حسینی و ملیکا رفیعی/ نشر مات و نشر کتابیار/ 228 صفحه/ چاپ اول 1398/ قیمت: 25هزارتومان

ا***ا
📕خبری از اسب تک‌شاخ یا حالتِ رضایتمندی، یا، به‌درَک، حتی به ویژه گوشی برای همدردی نیست. زمان و مکانی برای همه‌ی این‌ها وجود دارد. این‌جا زمان و مکان این چیزها نیست، همین. با این حال، به شما قولی می‌دهم: اگر تا آخر کتاب طاقت بیاورید، فکر کردن را انجام دهید، انگیزه‌های ضمیر نیمه‌خودآگاه‌تان را کشف کنید، و این ایده‌ها و اصول را اجرا کنید، بیش‌تر از چیزی که تا حالا بوده است، خود را خواهید شناخت، و چیزی را خواهید داشت که برای بازپس‌گیریِ زندگی‌تان به آن نیاز دارید. 
وقفه انداختن در چرخه‌ی خودتخریبی ممکن است. اجازه دهید شروع کنیم. موافقید؟/ ص17
📘قرار نیست همه چیز خوب و خوش باشد و تغییری ایجاد نشود. همیشه و همه‌جا تغییر لازم است. تغییر، زمان و مکان نمی‌شناسد. اما من یک قولی به شما می‌دهم. اگر شما تا آخر این کتاب را خوب مطالعه کنید، خوب فکر کنید، انگیزه‌های ناخودآگاه‌تان را کشف کنید و از ایده‌ها و اصول طرح شده استفاده کنید، می‌بینید که خیلی خیلی بیشتر از گذشته در زندگیتان معنا ومفهوم پیدا می‌شود و به آن زندگی‌ایی که آرزو دارید، دست خواهید یافت.
برهم زدن چرخه باطل افکار مخرب، امکان‌پذیر است. بیایید شروع کنیم، آماده‌اید؟/ ص 19

ا***ا

📕ولی انسان‌ها موجودات جالبی‌اند، و ما اغلب از داشتن زندگی امن و پیش‌بینی‌پذیر ناخشنودیم. ما هیجان می‌خواهیم! ماجراجویی! علاقه‌ی وافر! و این‌ها راه‌هایی‌اند برای انسان بودن. انسان‌ها با وجود این‌که به پیش‌بینیِ زندگی و امن ماندن تمایل دارند، هم‌زمان تشنه‌ی چیزهای جدید و جاذبه‌ی فریبنده‌ی موجودیتی بهترند. خواستن و هوس به دنبال تغییر، در حالی که به اضطراب امن، مطمئن، و قابل‌بقا‌نگه‌داشتنِ زندگی گرفتاریم. داوری و شکست را به حداقل می‌رسانیم، درد را از بین می‌بریم، تردید را می‌کشیم، و هرج‌ومرج تغییرِ واقعی را محو کنیم. در نهایت امنیت پیروز می‌شود، و بقا پیروز است./ص34
📘اما انسان‌ها موجودات خنده‌دار هستند، و ما اغلب برای زندگی ایمن و قابل پیش‌بینی زندگی نمی‌کنیم. ما تشنه هیجانیم! ماجراجویی! اشتیاق! و همین تضادها هستند که ذات انسان را می‌سازند.
کششی بین پیش‌بینی زندگی و ایمن بودن؛ و در عین حال عطش برای تجربه چیزهای جدید و کسب تجربیات بهتر.
به دنبال تغییر بودن در عین حال داشتن اضطراب برای حفظ زندگی امن، مشخص و قابل نجات. کاهش قضاوت، به حداقل رساندن شکست، کاهش درد و عدم قطعیت، و در عین حال تلاش برای رسیدن به تغییر واقعی. ایمنی در نهایت برنده می‌شود. بقا پیروز است./ ص 42

ا***ا

📕«تا وقتی ضمیر ناخودآگاه را به ضمیر خودآگاه تبدیل نکنید، زندگی شما را هدایت خواهد کرد و شما آن‌را سرنوشت می‌نامید.» کارل جی. یونگ
در حالی که شاید بر افکار خودآگاه‌تان ذره‌ای کنترل داشته باشید، عملا فکر و انتخاب نمی‌کنید که در نیمه خودآگاه‌تان چه بگذرد. این حالت توده‌ی تاریک و در حال حرکتی از تمام چیزهایی است که در زندگی تجربه کرده‌اید./ ص54
📘«تا زمانی که شما آگاهی ناخودآگاهانه داشته باشید، مسیر زندگی شما را هدایت می‌کند و شما اسم آن را سرنوشت می‌گذارید.»
کارل گوستاو یونگ
و در حالی که شما برده ناخودآگاه‌تان در مورد چیزی که فکر می‌کنید هستید، عملا نمی‌توانید کاری با آنچه در ناخودآگاه‌تان فکر کرده و انتخاب می‌کنید، انجام دهید. چون ناخودآگاه‌تان ترکیب مبهمی از تمام اتفاقاتی است که در گذشته در زندگی‌تان روی داده و در ذهنتان ثبت شده است./ ص 70

ا***ا

📕آن زندگی را تصویر کنید. تصور کنید هر روز با این دیدگاه زندگی خود را آغاز می‌کنید که زندگی اساسا غیرمنصفانه است. این مسئله چطور می‌تواند بر سر زنده بودن شما تاثیر نگذارد؟ شما لحظه‌ای که این سناریو را نوشتید، به یک قربانی تبدیل شدید و دیگر نیازی نیست مصیبت یا اتفاق ناگواری را در این سناریو جای دهید! می‌توانید این اتفاق‌های ناگوار را در سراسر این سناریو ببینید. این اتفاق‌ها اطراف‌تان را احاطه کرده‌اند./ ص 105
📘این زندگی را تصور کنید. تصور کنید هر روز را از این دید نگاه می‌کند که زندگی اساسا منصفانه نیست. تجربه شما از زنده بودن با چنین دیدگاهی چیست؟ شما در این سناریو همواره قربانی هستید. نیازی به تراژدی نیست. می‌توانید در همه جای زندگی‌تان آن را ببینید. در همه اطرافتان!/ ص 139

@klidar



دیدگاه های شما