برگ هیچ درختی/ صمد طاهری

10 تیر 1398


صمد طاهری از اون نویسنده‌هاست که کوتاه می‌نویسه و ماندگار. خواننده رو نه گیج می‌کنه نه می‌پیچونه، رک و راست میره سر اصل مطلب و چنان در طول رمان خواننده رو میخکوب میکنه که بعد از تموم شدن کتاب، دوست داری دوباره و دوباره از نو شروع کنی به خوندن. 
برای من مردم خونگرم جنوب با اون گویش قشنگ جایگاه ویژه‌ای دارن، همین موضوع داستان‌های صمد طاهری رو برام جذابتر میکنه، فضای بیشتر داستان‌های طاهری برای جنوبه. 

«"برگ هیچ درختی" روایت برگ‌هایی‌ست متعلق به هیچ درختی؛ درخت هیچ! برگ‌هایی معلق میان زمان و مکان...» این جمله پشت جلد کتابه. قصه‌، قصه‌ی همین آدمای معلقه. قصه‌ی "سیامک"، سیامکی که بی‌پدرمادر بزرگ شده و حالا شده بی‌شرفِ داستان. قصه‌ی "عموعباس" دیلاق که همه به دیوونه بودنش شهادت میدن. قصه‌ی "عمه کوکب" غصه‌دار، "مَهرو" خنده‌رو، "مهرزاد"، "دایی قاسم" و... صمد طاهری شخصیت‌های زیادی وارد داستان کرده و برای چه انسان‌ها چه حیوان‌ها قصه‌های جذابی رو روایت کرده. 

خودِ جناب طاهری آبادانین ولی ساکن شیرازن. چند وقت پیش مجموعه داستان «زخم شیر» برنده جایزه احمد محمود شد و ما هم توی همین کانال معرفی کردیم. (اینجا (https://t.me/klidar/12678) بخونید)

چند سطر کتاب

گفت: «چیه دایی؟ تو هَمی. بازم عباس دسته‌گل آب داده؟»

«نه. عمو عباس سرِ کارشه. جلوِ گِیت پنج تظاهرات بود.»
«خب، چی شد؟ بگو دایی.»
«هیچی. پلیسِ ضدِ شورش اومد و همه رو کیش کرد.»
«اون رفیقت کجان؟ چی بود اسمش؟ ها، فرزاد یا مهرزاد؟ بگو سیامک، من اینجا دق کردم از بی‌خبری. نمی‌دونم به چی فکر کنم. از قیافه‌ت پیداس که چیزی شده و به من نمی‌گی.»
جالا که خودش می‌‌خواهد، چرا نگویم. عمه کوکب همیشه می‌گفت خبری به او نرسانیم تا غم و غصه‌اش بیشتر نشود، اما حالا خودش طلبِ غم و غصه می‌کرد. من هم همه‌چیز را برایش تعریف کردم. از چلچله‌ی کُشته شده که گفتم، آخی گفت و با کفِ دست به پیشانی‌اش کوبید. گفتم: «نمی‌خواستم بگم. خودت خواستی دایی.»
روی چهره‌ی سرخِ پاک تراشیده‌اش دانه‌های عرق رَج زده بود. گفت: «نه دایی. خوب کاری کردی که گفتی. ممنونتم که غصه‌دارم کردی.»
«اونا هم همون چیزایی رو می‌گفتن که تو هم یه گفتی.»
با چشم‌های ریزِ قهوه‌ای‌اش خیره شده توی چشم‌هایم. گفت: «من که چیزی نگفته‌م.»
بابابزرگ می‌گفت همین که چیزی نگفته، خودش خیلی است. 
ص 43

▫️ برگ هیچ درختی/ صمد طاهری/ نشرنیماژ/ چاپ اول 1398/ 80 صفحه/ قیمت: 14000 تومان

▫️ t.me/klidar  ▫️instaklidar



دیدگاه های شما