سان ست/ کلاوس مودیک

26 خرداد 1398


کلاوس مودیک یکی نویسنده‌های موفق معاصر آلمانه که تخصص ویژه‌ای در حوزه‌ی تاریخ آلمان داره و تابه‌امروز روایت‌های مختلفی در این باره نوشته. رمان «سان‌سِت» که در سال 2011 نوشته شده یکی از پرطرافدارترین کارهای جناب مودیکه که جوایز مهمی از جمله جایزه‌ی «کتاب ملی آلمان» رو از آن خودش کرده.  

این کتاب با الهام از ماجرای دوستی #برتولت_برشت و #لیون_فویشت_وانگر نوشته شده. البته نویسنده با چیره‌دستی و تخیل قوی دخالتی در این ماجرای واقعی کرده و حاصل شده «سان‌ست»، به گفته منتقدان زیباترین اثر مودیک.
سال 1956، پستچی نامه‌ای رو برای فویشت‌وانگر میاره که خبر مرگ برتولت برشت رفیق و یار دیرینش رو نوشته. این شروع کتابه. از همین‌جا فویشت وانگر به گذشته‌ میره و خاطرات رفاقتش رو مرور می‌کنه: مراحل دوستیش با برشت و عواملی که باعث خلق شاهکارهای ادبیشون شده. 

البته مودیک سه دهه رفاقت این دو نفر رو روایت میکنه تا در حاشیه از حال و هوای روشنفکران اون دوران بگه. روایتی از دوران هولناک جهان که با فجایعی که هیتلر به بار می‌آورد به تاریکترین دوره‌ها تبدیل شد. در همچین دوره‌ای نویسندگان و روشنفکرانی مثل برشت و فویشت وانگر که شهرتی جهانی داشتند، چه میکردند؟ 

چند سطر کتاب

فردا هم برشت را در برلین به خاک می‌سپارند. برایش مراسم سوگواری رسمی برگزار می‌کنند، برای کسی که دوست نداشت جایی بماند که از آن آمده و جایی باشد که به آن می‌رود. همان جایی هم که منتظر بود از آن‌جا سفرش را ادامه بدهد جایش نبود. هیچ جا جایش نبود. با صدایی آرام در حد یک فکر گفت «پس آن خداحافظی ابدی بود.» برشت و فویشت روی ایوان خانه خداحافظی کرده بودند، ولی آن خداحافظی آخرین دیدار آن‌ها نبود. آخری صحبت، نگاه و دست دادن او با برشت، آخرین باری که برشت از داخل ماشین برای او دست تکان داده بود، وقتی بود که به سمت بلوار سان‌ست می‌رفت. برشت در آخرین ناممه‌اش بار دیگر از برنامه‌ی سفر اروپایی که هر چند وقت یک بار دوباره با تردید و ابهام مطرح می‌شد. اما چنین سفری سر نخواهد گرفت، تمام شد، به باد رفت و دیگر هرگز نخواهد افتاد. 

ص 26

سان ست/ کلاوس مودیک/ مترجم: مریم مویدپور/ نشر چشمه/ چاپ اول 1398/ 173 صفحه/ قیمت: 26 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: Sunset 
نویسنده: Klaus Modick

▫️ t.me/klidar  ▫️instaklidar) 



دیدگاه های شما