کتابخوان اشرافی

20 خرداد 1398



هر کتابی که توی عنوانش کتاب یا کتابفروشی داشته باشه به صورت خودکار به‌نظرم باحاله مگه اینکه خلافش ثابت بشه!!
"کتابخوان اشرافی" با مقدمه‌ی مترجم معنا پیدا می‌کنه. گرچه در انتهای کتاب هم از ویرجینیا وولف نقل قول شده اما در مقدمه مترجم توضیحاتی در مورد کتابخوان عامی یا به نوعی کتابخوان غیراشرافی داده. در واقع نویسنده یک جورهایی با کلمات بازی کرده و از کتابخوان غیرعامی یا "کتابخوان اشرافی" بهره برده.

حالا چرا اشرافی؟! شخصیت اصلی این کتاب، ملکه الیزابت دوم هست که یک روز هنگام گردش با سگ‌های پر دردسرش، متوجه میشه یک کتابخانه سیار داخل باغ قصر قرار داره و از سر کنجکاوی سری به اونجا می‌زنه. ملکه بار اول از سر ادب کتابی رو شانسی انتخاب می‌کنه اما بعدا درگیر کتاب‌ها میشه به طوری که مطالعه‌ی اون هدفمند و جهت‌دار میشه. تازه کلی هم کیف می‌کنه که تونسته خیلی از این نویسندگان رو شخصا ملاقات کنه.

در این بین خانم ملکه با فردی از اعضای آشپزخانه سلطنتی هم آشنا میشه که خیلی به مطالعه علاقه داره. از برخی جهات این کتاب منو یاد فیلم "ویکتوریا و عبدل" انداخت، چون اعضای قصر با کتابخوانی و حضور فردی از طبقه فرودست خوشحال نیستند. در این کتاب آثار معروف ادبیات انگلیس و سپس کشورهای دیگه معرفی می‌شن و در عین حال زیرکانه وارد سیاست‌هایی میشه که ملکه رو عروسک دست دیگران نشون میده...
کتاب کوچیک لذت بخشی که آدم رو وادار می‌کنه سراغ بقیه آثار هم بریم.

◀️ #چند_سطر_کتاب

ملکه خیلی زود به این نتیجه رسید که بهتر است نویسنده‌ها را لابه‌لای صفحات رمان‌هایشان ملاقات کند؛ و همان بِه که این افراد، مخلوقات حاصل از تصور خواننده باقی بمانند! درست مثل کاراکترهای داخل کتاب‌هایشان! در ضمن به نظر می‌رسید متوجه نیستند که آدم لطفی در حقشان کرده است که کتاب‌شان را خوانده است! بلکه برعکس طوری رفتار می‌کردند که انگار لطف کرده‌اند برای دیگران کتاب نوشته‌اند.
ص48

مردم فکر می‌کردند در سن و سال او چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد؟ گرچه برای ملکه هیچ چیز نمی‌توانست جدی‌تر از این امر باشد و نسبت به مطالعه همان احساسی را داشت که برخی نویسندگان نسبت به نوشتن دارند: این احساس که غیرممکن است این کار را نکنند؛ و در این دیرهنگامه‌ی زندگی‌اش گویا او انتخاب شده بود تا به مطالعه بپردازد؛ کما اینکه دیگران انتخاب شده‌اند تا به نوشتن بپردازند.
اگر بخواهیم از اول بررسی کنیم باید بگوییم صحیح است! ملکه با احساس رعب و وحشت و بی‌تابی کتاب می‌خواند. احساس محض بی‌شمار بودن کتاب‌ها، او را از تب و تاب می‌انداخت و ملکه هیچ ایده‌ای نداشت که چطور به تمامشان برسد و ادامه دهد.
ص 43

📘کتابخوانِ اشرافی /نویسنده: آلن بنت/ مترجم: #مرجان_معتمد_حسینی/ #نشر_نوای_مکتوب/ 104 صفحه/ قیمت: 18 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی



دیدگاه های شما