طاقت زندگی و مرگم نیست/ مو یان

09 خرداد 1398


«مو یان» نویسنده چینیه. اسم اصلیش «گوان مویه‌»ست، اما با اسم مو یان کتاب می‌نویسه. مو یان به چینی یعنی «حرف نزن»، خودش در این مورد توضیح داده که: «این لقب حاصل آن زمان است که پدر و مادرش در دهه‌ی پنجاه به علت موقعیت سیاسی انقلابی به او هشدار می‌دادند که بیرون از خانه حرف نزند و عقایدش را بروز ندهد.» 
جایزه‌ها و افتخارات زیادی تا به امروز نصیب مو یان شده که مهم‌ترینش نوبل ادبیات در سال 2012 بود.

و اما کتاب «طاقت زندگی و مرگم نیست» که به تازگی توسط نشر ثالث منتشر شده در سال 2006 نوشته شده. «شیمن نائو» یک زمین‌دار ثروتمندِ سی‌ساله‌ست که بعد از روی کار آمدن حکومت کمونیستی، در دوره‌ی اصلاحات ارضی تیرباران می‌شه. کتاب با یک دادگاه فانتزی در دنیای دیگه به قاضی‌گری «فرامانروا یاما» شروع میشه. در این دادگاه شیمن نائو که آدم خوبی برای اطرافیانش، فرزندانش و همسر و دو زن صیغه‌ایش بوده، به نبود عدالت اعتراض می‌کنه. فرامانروا یاما معتقده که «در آن دنیا آدم‌های زیادی زندگی می‌کنند که سزاوار مرگند، حال آنکه عده‌ای سزاوار زندگی می‌میرند.» و با این حساب تناسخی برای شیمن نائو در نظر می‌گیره. شیمن به زمین برمی‌گرده اول در قالب خر، ورزا،خوک، سگ و در آخر به شکل یک انسان. 

مو یان در این کتاب استخوان‌دار از گذشته‌ی سیاسی و تاریخی کشورش میگه: از سال 1950 بعد از جنگ داخلی چین تا سال 2000. شخصیت‌های داستان در این دوره زندگی می‌کنند.

اگر جایزه‌ای داشتیم برای بهترین عنوانِ کتاب قرن، من به این کتاب تقدیمش می‌کردم. اصلا تنها علتی که شروع به خوندن این کتاب حجیم کردم، همین عنوانش بود. اگر این سعادت نصیبتون شد و قصد خوندن این کتاب رو کردین، حتما مقدمه‌ی جناب غبرائی رو برای ادبیات آسیای دور و رئالیسم مو یان، بخونید. 
در آخر هم بگم که از اون کتاباست که وسط قهقهه و خنده وادارتون می‌کنه کتاب رو ببندین و فکر کنین، عمیییق!

چند سطر کتاب

مردی که متخصص اخته کردن حیوانات به اصطلاح بارکش بود، سر گذاشته بود دنبالم. چشمان مکارش مدام به نقطه‌ای لای پاهای عقبم بود. بوی بی‌رحمی از تنش می‌تراوید و می‌دانستم چه خیالی دارد. از آن تخم‌سگ‌هایی بود که از بلعیدن بیضه‌ی خر یا گاوی با لیوانی عرق قوی کیف می‌کنند. به طور حتم سرنوشتش مرگ در بستر بود. خب به هر حال با دقت مواظبش بودم و هیچ وقت غافل نشدم. هر وقت پشتم راه می‌رفت، من جفتکی به طرف خشتکش پرتاب می‌کردم. می‌خواستم مادرسگ بی‌رحم بفهمد ترک مزرعه بدون جواهر خانوادگی چه مزه‌ای دارد...
...مردم که لَن لی‌یِن کله‌شق را می‌دیدند که پیشاپیش خرِ حالا مشهورش راه می‌رود و آن مادرسگ اخته‌کننده هم دنبالمان است، این‌جور سوال‌ها از او می‌کردند:
«آهای لن لی‌ین وقتش شده که خرت را اخته کنی؟»
یا:
«شو بائو، باز چیزی گیرت آمد که مزه‌ی عرقت کنی؟»
یکی داد زد: «این کار را نکن، لن لی‌ین. خره وجودش را داشت که از پس گرگ‌ها برآید. این یکی لابد به اندازه‌ی یک کیسه سیب‌زمینی داشت که این‌طور شهامت داشت.»
چند تا پسر مدرسه‌یی تو راه مدرسه دنبال شو بائو راه افتادند و تصنیفی را درباره‌اش دم گرفتند:
شو بائو، مرد خبیث، در خیال بیضه‌ایست!
اگه دستش نرسه، خواب در چشمش نیست.
تا ببینه خرِ نر را سرِ جاش،
می‌پره به بیضه‌هاش. 
ص121

طاقت زندگی و مرگم نیست/ مو یان/ مترجم: مهدی غبرائی و سحر قدیمی/ نشر ثالث/ چاپ اول 1398/ 786صفحه/ قیمت: 88هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: sheng si pi lao
نویسنده: mo yan

▫️ t.me/klidar   ▫️instaklidar 



دیدگاه های شما