آکادمی شاهزاده خانم‌ها 1 (دختران کوهستان)

05 خرداد 1398


 

👈 برای دوستان #14_سال_به_بالا

"میری" در دهکده‌ای کوهستانی زندگی می‌کنه که اکثر اهالی اونجا در معدن سنگ مرمر کار می‌کنن. البته پدر میری به اون اجازه نداده که کار در معدن رو شروع کنه و این باعث شده میری احساس کنه اون رو دختر ضعیفی حساب می‌کنن.
اما یک روز همه چیز تغییر می‌کنه. نماینده‌ی پادشاه همراه با دلال‌های سنگ مرمر از راه می‌رسه و اعلام می‌کنه دختران دوازده تا هجده سال باید به یک آکادمی برن تا برای همسر شاهزاده شدن آموزش ببینن. البته همه‌ی اون‌ها قرار نیست انتخاب بشن و فقط یکی می‌تونه برگزیده باشه!
خب تا اینجا کمی داستان لوسه اما وقتی "میری" به آکادمی میره، چیزهایی یاد می‌گیره که به نظرش می‌تونه وضعیت زندگی خونواده و مردم روستا رو تغییر بده. 

اما آیا میری این‌کارو می‌کنه؟ یا این‌که این داستان قراره یک داستان پرنسسی دیگه باشه؟!
هرکسی خوند نظرشو بگه.

#چند_سطر_کتاب 

- نصف؟ شوخیت گرفته؟
- یه نگاه به دور و برت بکن. نمی‌بینی چقدر تعداد دلال‌هایی که امسال به اینجا اومدن کمتر شده؟ بقیه به جای اینکه بیان اینجا، رفتن جنس‌هاشون رو با آکادمی معامله کنند. از این گذشته، وقتی تو و خواهرت برید آکادمی، مگه پدرت چقدر خوراکی لازم داره؟
میری دست به سینه ایستاد و گفت: «داستان آکادمی رو راه انداختن که سرِ ما کلاه بگذارن...از اولش هم معلوم بود که قضیه الکیه. مگه مردم دشت‌نشین می‌ذارن که یه دختر کوهستان‌نشین، اون هم از مانت اسکل، پاش به کاخ باز بشه؟»
- نمی‌دونم. هر جور خودت می‌دونی! بعد از خبر آکادمی هیچ کدوم از خانواده‌هایی که دختر آماده‌ی رفتن به آکادمی دارن، نمی‌تونن بهتر این معامله کنن. اگه می‌خوای همینه، اگه هم نمی‌خوای من برم.
ص 25

📗آکادمی شاهزاده خانم‌ها/ #شنون_هیل / مترجم: #نسرین_وکیلی / #پارسا_مهین_پور / #نشر_افق / قیمت: 39 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی
🐳 @kklidar



دیدگاه های شما