سفر به دور اتاقم/ اگزویه دومستر

31 اردیبهشت 1398


اگر اسم نویسنده و یا اسم کتاب رو در گوگل سرچ بزنین مدح و ستایش‌های زیادی در وصف این کتاب و اگزویه دو مستر توسط نویسنده‌های بزرگ نوشته شده. مثلا #سوزان_سانتاگ، منتقد و نظریه‌پرداز ادبیات «سفر به دور اتاقم» رو «کوتاه‌ترین سفری» می‌دونه که در تاریخ ادبیات جهان انجام شده. لابه‌لای خوندن نقدو نظرها به یک نقل قول از پاسکال رسیدم که به‌نظرم فقط اگزویه دومستر این گفته رو درک کرده: «تنها علت ناخشنودی انسان در آن است که نمی‌داند چگونه در اتاقش آرام بگیرد.»

دومستر «سفر به دور اتاقم» رو در سال 1795 منتشر می‌کنه و یه جورایی یک زندگی‌نامه خودنوشت محسوب می‌شه. دومستر بعد از دوئل با یک افسر ایتالیایی که به پیروزی نویسنده خاتمه پیدا می‌کنه، محکوم به 42 روز حبس یا اقامت اجباری در اتاقش می‌شه. راوی رمان که یه افسر جوانه و موقعیتی مشابه نویسنده داره، سفری رو به دور اتاقش شروع می‌کنه که روایت این سفر شش هفته‌ای در 42 فصل کوتاه اومده. 

در این سفر که به گفته راوی مناسب همه سنین با هر شرایطی هست، از موضاعات مختلفی گفته شده. گاهی راوی دست به توصیف از اشیا‌ی داخل اتاقش می‌زنه: «بستر شاهد زاده شدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همه ابنای بشر یک‌به‌یک در آن نمایش‌هایی جذاب، لوده‌گری‌هایی خنده‌آور و تراژدی‌های خوف‌انگیز بازی می‌کنند. گهواره‌ای است آراسته به گل‌ها. سریر عشق است. مقبره است.». گاهی از خاطراتش می‌گه و گاهی از دانسته‌هاش. 

نویسنده همواره در سفرش از تعامل روحش با جسمش می‌گه. اما به نظر من بیش از همه نویسنده با نوشتن این کتاب به ریش آزادی خندیده. مثلا در فصل آخر و موقعی که افسر می‌خواد از حبس آزاد بشه می‌گه: «باری، امروز روزی است که من آزاد می‌شوم. به عبارت بهتر، امروز روزی است که من دوباره به غل و زنجیر کشیده می‌شوم و یوغ اشتغالات روزمره دوباره بر گردنم سنگینی خواهد کرد. دیگر گام هم برنخواهم داشت، مگر در دایره‌ی تنگ آداب و وظایف تعریف‌شده.»

چند سطر کتاب

زیر رواق‌های این عمارت شکوهمند، مردمانی بخت‌برگشته با تنی نیمه‌برهنه خوابیده‌اند، چنان که گویی از فرط سرما و بدبختی در آستانه‌ی مرگند. چه نمایشی برپاست! دلم می‌خواست هممه‌ی آدمیان گیتی این صفحه از کتابم را می‌خواندند. دلم می‌خواست همگان درمیافتند در شهری که همه‌جا نشان از رفاه دارد، جماعتی تیره‌روز در دل سردترین شب‌های زمستانی لخت‌وعور می‌خوابند، با سری تکیه داده به نرده‌ها یا درگاه قصری. 

این سو مشتی کودک به یکدیگر چسبیده‌اند تا از سرما نمیرند و آن‌سو زنی بر خود می‌لرزد و حتی نای گلایه هم ندارد. رهگذران می‌روند و می‌آیند، بی‌آن‌که از دیدن چنین صحنه‌هایی متاثر شوند، چرا که دیگر به دیدنشان خو کرده‌اند. هیاهوی کالسکه‌ها، غوغای میگساران و نوای دلنشین موسیقی گاه به فریادهای این تیره‌روزان در هم می‌آمیزد و آهنگی مخوف و ناساز ساز می‌کند. 
ص74

▪️سفر به دور اتاقم/ اگزویه دومستر/ مترجم: احمد پرهیزی/ نشر ماهی/ چاپ دوم بهار 1398/ 128 صفحه/ قیمت: 12 هزار تومان

عنوان اصلی: Voyage autour de ma chambre
نویسنده: Xavier de Maistre

▫️ t.me/klidar  ▫️instaklidar



دیدگاه های شما