شیرفروش 📘 آنا برنز

19 اردیبهشت 1398


#کتاب_امروز:
📕#شیرفروش
📘#آنا_برنز

✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری:
این روزها کم درباره‌ی افتخارات این کتاب نمی‌شنویم از جایزه بوکر تا جایزه اورنج. راستش برای معرفی این کتاب ترس دارم که حق مطلب رو ادا نکنم. به قول یکی از داوران جایزه‌ی بوکر: «هیچ‌یک از ما قبلاً چنین چیزی نخوانده بودیم»
«شیرفروش» یا همان «مرد شیری» سومین رمان آنا برنز، نویسنده‌ی ایرلندیه، که خیلی‌ها این رمان رو یک رمان تجربی می‌دونن.
داستان از زبان دختری بی‌نام روایت میشه. دختری که با نام «خواهر وسطی» شناخته می‌شه. البته این فقط خاصه‌ی راوی نیست، همه‌ی شخصیت‌ها با اسامی‌ای مثل «خواهر اولی»، «شوهر خواهر سوم» و «دوست پسر احتمالی» نام برده شده.
راوی تازه ۱۸ سالش شده و در شهری (که باز هم اسمی ازش نبرده) کار می‌کنه. هنگام دویدن، کتاب‌های قرن نوزدهمی می‌خونه و رابطه‌ای مخفی با «دوست پسر احتمالی» داره.

کتاب با ظاهر شدن مردی مرموز به اسم «شیرفروش» شروع میشه که یک مرد چهل و یک ساله‌ی متاهله و طبق گفته‌ها یک نظامی تحت تعقیبه، و وقتی مزاحم دویدن «خواهر وسطی» در پارک میشه، شایعه‌ها شروع میشه و...
در مقدمه مترجم می‌گه: «کاراکترهای رمان شیرفروش می‌توانند هر کسی باشند؛ در هر جامعه‌ی سخت‌گیری.» و واقعا هم همینطوره. با خوندن کتاب می‌تونیم به هر نقطه‌ی دنیا، به هر جنبش و چالش و به هر آدمی فکر کنیم: کشورهای جنگ‌زده، نظامی‌گری، قدرت و حتی جنبش #metoo. برنز خواسته یا ناخواسته به تمامی واقعیت‌های کثیف دنیا در طول داستانش اشاره کرده.

 ◀️ #چند_سطر_کتاب

آن موقع در سن هجده سالگی در جامعه‌ای بزرگ شده بودم که تندخویی برای مردمش عادت شده بود و قوانین پایه این بود که اگر کسی تو را کتک نمی‌زد یا به تو فحش نمی‌داد یا به شیوه‌ای تهدید‌کننده نگاهت نمی‌کرد، پس یعنی هیچ اتفاقی نیافتاده بود و چطور ممکن بود چیزی تو را تهدید کند که حتی وجود هم نداشت؟ آن موقع نمی‌دانستم که چیزی به عنوان تجاوز به حریم شخصی وجود دارد.
می‌توانستم آن را احساس کنم، یک جور درک مستقیم بود، یک جور معذب شدن از شرایط به وجود آمده و حضور کنار بعضی افراد خاص، ولی آن موقع نمی‌دانستم معذب شدن هم مهم است، نمی‌دانستم این حق من است که از این گفت‌وگو خوشم نیاید، حق من است که نخواهم هر کسی که دلش می‌خواهد کنار من راه بیاید.
بهترین کاری که در آن دوران از دستم بر می‌آمد این بود که منتظر شوم آن فرد هر حرفی را فکر میکرد گفتنش دوستانه و یا واجب است بگوید و بعد هم تنهایم بگذارد یا این که خودم آن محل را ترک کنم؛ مؤدبانه و سریع - تنها کاری که از دستم برمی‌آمد. 
ص۱۹

#شیرفروش/ #آنا_برنز/ مترجم: #سونیا_سینگ/ #نشر_مجید/ چاپ اول بهار ۱۳۹۸/ ۳۷۶صفحه/ قیمت: ۴۸ هزار تومان

عنوان اصلی: Milkman
نویسنده: #Anna_Burns

 

klidar



دیدگاه های شما