مقایسه ترجمه کاپیتان زیرشلواری

27 فروردین 1398


🔻 مقایسه ترجمه
🔵 کاپیتان زیرشلواری


📕کاپیتان زیر شلواری و هجوم آشپزهای خیلی بدجنس فضایی (و همین‌طور حمله‌ی بعدی زامبیچه‌های همان‌قدر بدجنس!) / دیو پیلکی / مترجم: سهیل محمدیان / نشر سایه گستر / 160 صفحه رنگی/ چاپ اول 1397 / قیمت 19 هزار تومان
📘کاپیتان زیرشلواری و حمله‌ی زن‌های شرور افسانه‌ای به سالن غذاخوری دبستان / دیو پیلکی / مترجم: انسیه بهبهانی / نشر به نگار / 141 صفحه سیاه سفید/ چاپ دوم 1397 / قیمت: 15 هزار تومان
📔 Captain Underpants and the Invasion of the Incredibly Naughty Cafeteria Ladies from Outer Space

ا***ا

📕ساندویچ کرْم با پنیر کاکائو
📘پیراشکی پشمک طلا
📔nasty toilet pee pee sandwiches
✍️قصد نویسنده یک غذای حال به هم زن بوده! تقریبا هیچ‌کدوم از ترجمه‌ها خوب در نیومده انگار!

ا***ا

📕این دو نفر جورج بیرد و هارولد هاچینز هستند. نفر سمت چپی که پیراهن سفید و دمپایی پوشیده، جورج است. نفر سمت راست که تیشرت و موهای اجق وجق دارد، هارولد است. از حالا یاد بگیرید. ص11
📘این پسرها جورج و هارولد هستند. جورج پسربچه‌ای است که در سمت چپ می‌بینید. لباس رسمی می‌پوشد. سمت راستی هارولد است. تی‌شرت می‌پوشد، موهایش بد کوتاه شده و نامرتب است. ص13
📔this is George Beard and Harold Hutchins. George is the kid on the left with the tie and the flat-top. Harold is the one on the right with the T-shirt and the bad haircut. remember that now.
✍️برای درک بهتر به تصویر شماره یک نگاه کنید. تو یکی از کتاب‌ها حتی کراوات رو از عکس حذف کردن و در اون یکی گرچه کراوات حذف نشده اما توی ترجمه به جاش دمپایی اومده!!!😐

ا***ا

📕توجه: لطفا هنگام خواندن کلمات بعدی، کتاب را به شدت بلرزانید و کلمه را با صدای بلند بلند فریاد بزنید! نترسید، چیزی نمیشه! ص31
📘توضیح: لطفا وقتی کلمات زیر را می‌خوانید، کتاب را بدون کنترل به جلو و عقب تکان دهید. تا جایی که می‌توانید با صدای بلند فریاد بزنید؛ نگران نباشید، تو دردسر نمی‌افتید. ص33
📔note: please shake this book back and forth uncontrollably when you read the following word. also shout it out as loud as you can. don't worry. you wont's get in trouble.

ا***ا

📕جورج گفت: «ای وای! انگار آشپزها بیشتر از یه دونه کیک درست کرده ن!»
هارولد فریاد زد: «ولی...ولی اون فکر خودشون بود، نه فکر ما!»
جورج گفت: «گفتی فکر...من یه فکر خوب دارم.»
هارولد پرسید: «چی؟»
جورج فریاد زد: «فرار کنیم!» ص34
📘جورج گفت: «وای...به نظرم آشپزهای مدرسه کیک بزرگی برای آقای کروپ درست کرده اند.»
هارولد گفت: «به ما چه مربوط. این فکر خودشان بوده.»
جورج گفت: «فکر...آهان من فکر خوبی دارم.»
هارولد گفت: «چه فکری؟»
جورج گفت: «بدو...» ص36
📔Uh oh. "said George. something tells me the lunch ladies made more than just one batch of Mr Krupp's Krispy Krupcakes.
but that was their idea, not ours, cried Harold.
speaking of ideas, said George. iv got a good one.
what? asked Harold.
run! cried George.

ا***ا

📕آقای کراپ گفت: «مسخره‌ها! حالا تا فردا صبح، من از کجا سه تا آشپز گیر بیارم؟» ص46
📘آقای کروپ گفت: «زن‌های احمق، من چطور تا فردا صبح سه تا آشپز پیدا کنم؟» ص49
📔Rats! cries Mr Krupp, now where am i going to find three new lunch ladies by tomorrow morning?
✍️مترجم دوم "زن‌های احمق" رو از کجا آورد؟!

ا***ا

📕یک دفعه صدای در دفتر آقای کراپ بلند شد. سه تا خانم خیلی گنده که خودشان را گریم کرده بودند، وارد دفتر شدند. ص47
📘ناگهان ضربه‌ای به در دفتر مدرسه خورد و سه زن چاق و چله با آرایش پر رنگ وارد اتاق شدند. ص49
📔suddenly there was a knock on Mr Krupp's door. three very large women wearing lots of makeup walked into his office.
✍️بالاخره گریم کردن یا آرایش؟!

@klidar



دیدگاه های شما