مجوس/ جان فاولز

26 فروردین 1398


کتاب مجوس کمی جنجالی شد. اول به خاطر افزایش قیمتش بعد از یک هفته و دیگه سر ترجمه‌ی اون. البته جناب خاکسار از مترجمین خیلی خوب هستن، اما در فضای مجازی دیدم بعضی‌ها نسبت به ترجمه، مخصوصا انتخاب عنوان اعتراض داشتن. این مساله رو اگه فرصت شد حتما بررسی می‌کنیم. اما مترجم در مورد انتخاب نام کتاب در اینجا (yon.ir/1IjEn) توضیحاتی داده.

وقتی کتاب رو دیدم با خودم گفتم لامصب کی این کتابو بخونه؟! اصلا مترجم چطور حال داشته هشتصد صفحه کتابو ترجمه کنه؟! اما وقتی شروع کردم متوجه شدم با یک داستان پرکشش و جذاب رو به رو هستم. داستانی مثل ماجرای هزار و یک شب که قراره در زمان‌های مختلف اتفاق بیفته و پر از رمز و راز باشه.

نیکولاس، تک پسر انگلیسی‌ای که همیشه ژست شاعری و روشنفکری داشته، در آکسفورد تحصیل می‌کنه و از افتخاراتش داشتن روابط متعدد و بی‌قید هست. اما زمانی می‌رسه که با دختری به نام الیسون آشنا می‌شه و این ارتباط جدید، خیلی چیزها رو تغییر میده. نگران نباشید، اصلا قرار نیست وارد ماجرای عاشقانه بشید! الیسون فقط بخش کوچیکی از داستانه. نیکولاس شغلی جدید پیدا می‌کنه و با گذشت زمان، انگار به عقب برمی‌گرده. در واقع خط سیر داستان جوری پیش میره که شخصیت‌ها داستان‌هایی از گذشته رو تعریف می‌کنند و باز هم این می‌تونه فقط بخشی از ماجرا باشه.

اگه می‌خواین همه‌ی داستان رو بشنوید باید صبر کنید تا راوی کم‌کم همه چیز رو براتون تعریف کنه. راستشو بخوایید نیکولاس خودش در بخشی از داستان می‌گه که انگار داره به داستان‌های هزار و یک شب گوش می‌ده و مجبوره صبور باشه....

ضمنا اگه مثل من اطلاعات تاریخیتون ضعیفه، شاید این خط سیر تاریخی رو کنار دستتون داشته باشید بد نباشه (احتمالا لازم می‌شه یک دفترچه و مداد برای خوندن این کتاب داشته باشید):
آغاز جنگ جهانی اول: 1914
پایان جنگ جهانی اول: 1918
آغاز جنگ جهانی دوم: 1939
پایان جنگ جهانی دوم: 1945
به کالج رفتن نیکولاس: 1948
زمان روایت داستان: 1953

چند سطر کتاب

«یه سویسی اومد این‌جا زندگی کنه، خیلی سال پیش، تو یه کلبه‌ی ویرانه ته جزیره. اونجا، زیر صورت فلکی عقاب. هم سن الان من بود. تمام عمرش به ساعت‌سازی و مطالعه درباره‌ی یونان گذشته بود. حتی خودش با استفاده از خودآموز، یونانی باستان یاد گرفته بود. خودش کلبه رو تعمیر کرد و آب انبارو تمیز کرد و چندتا ایوان ساخت. باورت نمی‌شه، ولی تمام زندگیش شد بز. اول یکی نگه می‌داشت، بعد دوتا. بعد یه گله‌ی کوچک. تو همون اتاقی می‌خوابیدند که خودش هم می‌خوابید. همیشه خوش لباس، همیشه عطر و ادوکلن زده، سویسی بود دیگه. گاهی اوقات موقع بهار می‌اومد سراغ من و به سختی حرمسراش رو دور از خونه‌م نگه می‌داشتم. پنیر معرکه‌ای درست می‌کرد ـ تو آتن به قیمت خیلی بالایی فروش می‌رفت. ولی تنهای مطلق بود. هیچ‌کس براش نامه نمی‌نوشت. به دیدنش نمی‌اومد. کاملا تنها. و به‌نظرم شادترین مردی بود که به عمرم دیده بودم.»

«آخرش چی شد؟»

«سال 1937 مرد. حمله‌ی قلبی. دو هفته بعد جسدش رو پیدا کردند. همه‌ی بزهاش هم مرده بودند. به خاطر زمستان در خونه‌ش رو قفل زده بود که بزها نتونند برند بیرون.»
ص 123

📕مجوس/ نویسنده: جان فاولز/ مترجم: پیمان خاکسار/ نشر چشمه/ 783 صفحه/تیراژ: 1000 نسخه/  قیمت: 105 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

عنوان اصلی: The Magus
نویسنده: John Fowles

▫️  t.me/klidar ▫️instaklidar   ▫️ klidar.ir



دیدگاه های شما