همه تابستان بدون فیسبوک/ رومن پوئرتولاس

18 فروردین 1398


خب دوستان، آگاتا کریستی رو که می‌شناسین؟ امروز می‌خوام از «آگاتا کریسپی» براتون بگم. ستوان آگاتا کریسپی یه زن سیاهپوسته که قاتل دونات‌های شکلاتیه، طوری که با خرده دونات‌های روی زمین می‌شه فهمید که آگاتا اونجا بوده. خب این مورد برای هر آدمی طبیعیه، اما نه برای یک کارآگاه پلیس!🙄

همین مشکلات باعث شده که آگاتا از اداره پلیسی در نیویورک به شهر کوچیکی با نام نیویورک، کُلُرادو یا نیویورکِ جدید (نیونیویورک) منتقل بشه. این شهر دورافتاده و پرت تنها 150 نفر جمعیت داره و هیچ ردی از تکنولوژی و فناوری در اون نیست. اما مشکل آگاتا فقط این نیست، توی نیویورک جدید هیچ خلافی انجام نمیشه! تنها خلاف مربوط میشه به «ست هریسون» شیاد که برای هر بار زایمان همسرش چراغ قرمز رو رد می‌کنه.😬

آگاتا تصمیم می‌گیره توی این اوضاع یه مدلی خودش رو سرگرم کنه، پس یک باشگاه کتابخوانی می‌زنه تا از همکارهای بیزار از کتابش، پلیس‌های عشق کتاب بسازه. اما در یکی از روزها یه قتل بسیار مرموزانه اتفاق می‌افته و... 

پشت کتاب هم نوشته شده: «چهارمین رمان رومن پوئرتولاس بیش از آنکه داستانی جنایی باشد ادای دینی است به تاریخ ادبیات جهان و شاهکارهای بزرگی که نویسنده‌های محبوبمان برای ما نوشته‌اند. او در این کتاب رمان‌های بزرگی را که احتمالا همه ما آن‌ها را خوانده‌ایم از زاویه دیگری به تصویر می‌کشد و البته در این راه از شوخی با نویسندگان بزرگ ابایی ندارد. تا جایی که قاتل را یکی از همین نویسنده‌ها معرفی می‌کنند: جیمز جویس. اما آیا واقعاً جویس کبیر قاتل سریالی همه تابستان بدون فیسبوک است؟»

چند سطر کتاب

 

بی‌سیم پلیس خش‌خش کرد.

«به همه‌ی واحدها، این یه کُدِ ده ـ سی‌ویکه، تکرار می‌کنم ده ـ سی‌ویک.»
آگاتا بلافاصله آن را رمزگشایی کرد: کوین، که در مرکز تلفن کلانتری شیفت بود، درخواست پیتزا و یک قوطی کوکاکولا می‌کرد. 
در نیویورک، کُلُرادو، که هرگز هیچ اتفاقی نمی‌افتاد، برای انطباق بهتر با رویدادهای محلی، نیروهای پلیس معنای اصطلاحات کدهای ده، یعنی دستورالعمل‌هایی را که برای شناسایی موقعیت‌های جاری در ارتباطات پلیسی استفاده می‌شد، عوض کرده بودند. در نتیجه 31 ـ 10، که در بقیه ایالات متحده به معنای «سرقت مسلحانه» بود، این‌جا فقط می‌خواست بگوید که یکی از مامورهای کشیک دلش پیتزا با نوشابه می‌خواهد. کد 32 ـ 10 (مرد مسلح) نشانه‌ی همبرگر با سیب‌زمینی سرخ کرده بود. کد 50 ـ 10 (راننده تحت تاثیر مواد مخدر) یعنی «برای من بستنی بیاورید». گفتگوهای پلیس محلی بیشتر شبیه سفارش‌های فست‌فود بود تا موقعیت‌های اضطراری. ماموران عملیاتی کدهای مخصوص خودشان را گسترش داده بودند: 64 ـ 10، «برام یه بسته آبجو بیار»، D ـ 100 ـ 10، «بالاتنه‌ی گنده‌ی زن سبزه‌ی خوشگل رو تو موقعیت ساعت 10 صبح یه کمی دید بزن»، 69 ـ 10، بدون شرح...
ص69

همه تابستان بدون فیسبوک/ رومن پوئرتولاس/ ترجمه: ابوالفضل الله دادی/ نشر ققنوس/ چاپ اول 1397/ 447 صفحه/ قیمت: 42 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: tout un été sans facebook
نویسنده: Romain Puértolas

▫️t.me/klidar  ▫️instaklidar  ▫️klidar.ir



دیدگاه های شما