مجموعه داستان کوتاه «بُزقاب» از «مصطفی بیان» منتشر شد

31 فروردین 1398


#کتاب_امروز:

📘 بزقاب
🖌 مصطفی بیان

▪️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهدی_کاکولی: یک کتاب تازه از انتشارات روزنه، مجموعه 33 داستان کوتاه از مصطفی بیان. داستان‌هایی که هرکدام چهار،پنج صفحه بیشتر نیستند و نویسنده که خود، دبیر «جایزه ادبی داستان کوتاه سیمرغ» است سعی کرده با همین واژگان محدود، یک اثر داستانی بیافریند که مخاطب را با خود همراه کرده و گاه در پایان به تامل وادارد.
آن‌طور که در پشت جلد کتاب آمده است برخی از داستان‌های این مجموعه، برگزیده‌ی مسابقه داستان‌نویسی مجله اطلاعات هفتگی، جشنواره ادبی قشم و جشنواره ادبی یزد شده و همچنین برخی دیگر از داستان‌ها به مرحله نهایی جایزه ادبی لیراو، جشنواره داستان انقلاب و  جشنواره داستان جوان سوره راه یافته‌اند.
اما بُزقاب یعنی چه؟ برای این که معنی این واژه را بدانید باید در این کتاب، داستانی به همین نام را بخوانید! فعلا اما چند سطر آغازین از داستان «دوچرخه پریناز» را با هم می‌خوانیم:

◀️  چند سطر کتاب

این روزها، آذر می‌تواند از زیر کار در برود و جارو را آنقدر یواش روی زمین بکشد که هیچ گرد و خاکی جمع نشود. حتی مامان هم نمی‌تواند به او سرکوفت بزند. اگر سرکوفت بزند، آذر با عصبانیت حرف‌هایش را می‌قاپد و دوباره مثل گلوله‌های آتشین به طرف خود مامان پرتاب می‌کند: «واسه چی کار کنم؟! شما حقوق پنج ماه منو ندادی!» و مادر هم زیر لب غر می‌زند: «خدا بگم چیکارت کنه فریدون! یعنی به خاطر تو نمی‌تونم جواب این زن نیم‌وجبی رو بدم.»
فریدون، پدر پریناز است که چند سالی است با مامان ازدواج کرده. مامان همیشه با دوستانش مشغول تفریح است چون پدر هیچ‌وقت خانه نیست. او به خاطر مشکلات اقتصادی چند ماهی است به خانه سری نزده، ولی تلفنی با مامان چند بار صحبت کرده و قول داده که زود برگردد. از قیافه‌ی مامان این‌طور بر می‌آمد که می‌خواهد آذر را ملامت کند ولی در عوض می‌گوید: «آذر جون! وجود تو برای من نعمته، دست‌کم تو مراقب پریناز هستی.»
ص81


📙 بزقاب
🔸  مصطفی بیان
🔸  نشر روزنه
چاپ اول 1398/ 172صفحه، رقعی، شومیز/ قیمت: ۲۹۵۰۰تومان

📚@klidar



دیدگاه های شما