دو قرن سکوت

31 فروردین 1398


#چند_سطر_کتاب

باری از همه‌ی قراین پیداست که در حمله‌ی عرب بسیاری از کتاب‌های ایرانیان، از میان رفته است. گفته‌اند که وقتی سعدبن‌ابی‌وقّاص بر مدائن دست یافت در آنجا کتاب‌های بسیار دید. نامه به عمر‌بن خطاب نوشت و در باب این کتاب‌ها دستوری خواست. عمر در پاسخ نوشت که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتاب‌ها هست، سبب راهنمایی است خداوند برای ما قرآن فرستاده است که از آن‌ها راه نماینده‌تر است و اگر در آن کتاب‌ها جز مایه‌ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن‌‌ها در امان داشته است. از این سبب آن همه کتاب‌ها را در آب یا آتش افکندند. درست است که این خبر در کتاب‌های کهنه‌ی قرن‌های اول اسلامی نیامده است و به همین جهت بعضی از محققان در صحت آن دچار تردید گشته‌اند، اما مشکل می‌توان تصوّر کرد که اعراب، با کتاب‌های مجوس، رفتاری بهتر از این کرده باشند. 

به هر حال از وقتی حکومت ایران به دست تازیان افتاد زبان ایرانی نیز زبون تازیان گشت. دیگر نه در دستگاه فرمانروایان به کار می‌آمد و نه در کار دین، سودی می‌داشت. در نشر و ترویج آن نیز اهتمامی نمی‌رفت و ناچار هر روز از قدر و اهمیت آن می‌کاست. زبان پهلوی اندک‌اندک منحصر به موبدان و بهدینان گشت. کتاب‌هایی نیز اگز نوشته می‌شد به همین زبان بود. اما از بس خط آن دشوار بود اندک‌اندک نوشتن آن منسوخ گشت. زبان‌های سغدی و خوارزمی نیز در مقابل سختگیری‌هایی که تازیان کردند رفته‌رفته متروک می گشت. 
ص117

📓 #دو_قرن_سکوت
📙 #عبدالحسین_زرین_کوب
📓 #نشر_سخن

@KLIDAR



دیدگاه های شما