ناظم حکمت در قلب پیرایه

31 فروردین 1398


خاکستر می‌شوم تا با تو زندگی کنم...

#چند_سطر_کتاب 

پیرایه برای ناظم حکمت: برای آن که مرگ ما را تا ابد از هم جدا نکند، فکر بکری یافته‌ای. شعری جانسوز نوشته‌ای و خواسته‌ای بدنت را پس از مرگ بسوزانند تا بدل به خاکستر شوی.*
خواسته‌ای خاکسترت را در ظرفی بر تاقچه‌ی اتاقم بگذارم و وصیت کنم خاکسترم را با خاکسترت بیامیزند. عاشق حقیقی من خواسته تا بی‌نهایت یکی شویم و رد کردن این تقاضا، زیبنده‌ی بانویی عاشق چون من نیست.
می‌دانم روزی به وصال هم خواهیم رسید، اما دلبندم به مرگ فکر نکن. کلمه‌ی سرد مرگ را بر قلم نیاور. مرگ چیست؟ همان‌گونه که می‌خواهی خاکستر تن‌های‌مان در شیشه‌ای به هم خواهند آمیخت. روح‌های‌مان هم از آغاز یکی بوده‌اند و یکی خواهند ماند. نگو که از تو دور شده‌ام، چرا که انسان نمی‌تواند از جان خود رخت برکشد. ص23


*اشاره به شعر «نامه از همسرم»:
#ناظم_حکمت

می‌خواهم بسوزانندم
خاکسترم را در ظرفی بریزند
بر تاقچه‌ی اتاق تو
ظرف را از شیشه‌ای شفاف کن
تا درونم را ببینی
می‌بینی فداکاری‌ام را؟
از خاک شدن دست می‌کشم
از گل شدن دست می‌کشم تا کنار تو باشم
خاکستر می‌شوم
تا با تو زندگی کنم
آن‌گاه وقتی تو هم مردی
می‌توانی درون شیشه بیایی
تا آن‌جا با هم زندگی کنیم
خاکستر تو، خاکستر من.


📗ناظم حکمت در قلب پیرایه
نامه‌ها و عاشقانه‌های بانوی گیسو حنایی
▫️ #نازان_آریسوی
▫️ ترجمه: #یاسمن_پوری
▫️ #نشر_سنگ
150صفحه/رقعی/شومیز
چاپ اول1397/ قیمت: 16هزارتومان

📚@klidar



دیدگاه های شما