زن غیرضروری/ ربیع علم الدین

31 فروردین 1398


ربیع علم‌الدین نویسنده موفق لبنانی ـ آمریکاییه. ربیع کتاب «زن غیرضروری» رو سال 2014 منتشر می‌کنه. این کتاب که یکی از بهترین کتاب‌هاش شناخته می‌شه برنده جایزه‌ی کتاب کالیفرنیا و نامزد جوایزی چون جایزه‌ی ملی کتاب و جایزه‌ی حلقه‌ی منتقدان ملی آمریکا می‌شه. 

«عالیه صالح» شخصیت اصلی و راوی کتاب، در آپارتمانش در بیروت زندگی می‌‌کنه و خاطرات گذشته رو مرور می‌کنه. من خاطرات عالیه رو به سه بخش تقسیم می‌کنم. بخش اول زندگی شخصی و خانوادگی عالیه است: یه زن تنها که فرزندی نداره و طلاق گرفته! که خب همین امر مشکلات و مصیبت‌های زیادی رو برای عالیه که در جامعه مردسالار زندگی‌ می‌کنه رقم می‌زنه. 
بخش بعد مربوط می‌شه به جنگ و تاریخچه‌ی سیاسی بیروت. چهره‌ی زشت جنگ و آسیب‌هاش از دید عالیه که مدام برای خواننده از حال بد و خوب بیروت می‌گه. 
بخش بعدی که برای من از همه دوست داشتنی‌تر بود مربوط می‌شه به قسمتی از زندگی عالیه: کار در کتابفروشی. عالیه دستی در ترجمه هم داشته و آثار فاخر زیادی رو به عربی ترجمه کرده. اما تمام این کتاب‌ها انبار شده گوشه خونه‌اش و هیچ‌کس ترجمه‌های اون رو نخونده. شخصیت‌های کتاب‌ها در جای جای زندگی عالیه هستن. و اما کتاب‌های انبارشده گوشه خونه تبدیل شدن به الهه‌هایی که اونا رو پرستش می‌کنه. شدن دین و مذهبِ عالیه...

شاید اگر اسم نویسنده روی کتاب نبود و نشانه‌های دیگه‌ای که اثبات کنه این کتاب ترجمه شده، من فکر می‌کردم عالیه صالح یک زن سالخورده در یکی از آپارتمان‌های تهرانه! چقدر عجیبه این جغرافیای خاورمیانه...

چند سطر کتاب

هفت ساله بودم که اولین کلاس قرآنم را گذراندم. معلم‌مان ـ یک لکنت‌زبانی با شانه‌های پهن و عینکی ـ وقتی قرآن را تلاوت می‌کرد لکنتش از بین می‌رفت؛ به قول معلم‌های دیگر معجزه‌ای واقعی. همه‌اش را از حفظ بود و وقتی تلاوت می‌کرد، چشمانش می‌درخشید، سرِ روسری‌پوشَش بر روی گردن لرزانش به عقب و جلو می‌رفت و چوب علامت‌گذاری‌اش جلو او به چرخش در می‌آمد. مایی که در ردیف اول نشسته بودیم، هر وقت چوب زیادی نزدیک می‌شد، چشم‌های‌مان را می‌بستیم؛ تا به امروز هر وقت موقع رگبار، صندلی جلو ماشین می‌نشینم، می‌ترسم شیشه‌پاک‌کن‌های ماشین چشمم را سوراخ کنند.

ص12

ا***ا

در مدرسه ای که می‌رفتم، همه‌ی علوم به زبان فرانسه تدریس می‌شد. به ندرت در هیچ یک از مدرسه‌های بیروت، که برنامه‌ی تحصیلی‌ اصلی‌شان همواره یکسان‌سازی اجتماع بوده است، از زبان عربی برای فیزیک، شیمی یا ریاضیات استفاده می‌شد. به نظر می‌رسد عربی را زبانی برای منطق به حساب نمی‌آوردند. جوکی که وقتی بچه بودم نقل زبان‌ها بود و احتمالا هنوز هم به کار می‌رود، این بود: تعریف دو خط موازی در کتاب‌های هندسه‌ی عربستان سعودی عبارت است از دو خط صاف که هرگز به هم نمی‌رسند، مگر به اذن خداوند قادر متعال.
ص15


زن غیرضروری/ ربیع علم الدین/ ترجمه: هرمز گیلیانه/ نشر قطره/ چاپ دوم 1397/ 318 صفحه/ قیمت: 30 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: An Unnecessary Woman
نویسنده: Rabih Alameddine

▫️t.me/klidar  ▫️instaklidar ▫️klidar.ir



دیدگاه های شما