مثبت (کتاب خاطرات)

31 فروردین 1398


می‌دونستید فرق اچ‌آی‌وی با ایدز چیه؟ متاسفانه تا همین چند روز پیش من هم نمی‌دونستم. اچ‌آی‌وی ویروسی هست که سیستم ایمنی بدن رو ضعیف می‌کنه اما فردی که حامل این ویروسه الزاما بیمار نیست و با مصرف دارو می‌تونه اونو کنترل کنه. اما اگه سلطه‌ی این ویروس زیاد بشه در مرحله‌ی آخر فرد مبتلا به ایدز می‌شه. کتاب "مثبت" یک رمان بر اساس زندگی نویسنده‌ی این کتاب یعنی "پیج راول" است که با همکاری "الی بنجامین" نویسنده آمریکایی نوشته شده. پیج هنگام تولد از مادرش ویروس اچ‌آی‌وی می‌گیره. مادر پیج هم این ویروس رو از همسرش گرفته چون مثل خیلی‌ها تصور می‌کرده به همسرش نمی‌خوره که ایدز داشته باشه و تا سال‌های اول زندگی پیج متوجه این موضوع نشده.

بعد از اون مادر، دائما پیج رو به مرکز بهداشت می‌بره و همیشه بر مصرف داروها نظارت می‌کنه تا دخترش بدون هیچ مشکلی رشد کنه و بزرگ بشه. پیج دختری با اعتماد به نفسه و مشتاقانه در فعالیت‌های مختلفی شرکت می‌کنه، تا این‌که روزی برای همدردی با دوست نگرانش، به اون میگه که اچ‌آی‌وی مثبته. اما انگار دوستش چندان از شنیدنش خوشحال نمی‌شه. در عرض یک ساعت خیلی‌ها از این موضوع باخبر می‌شن و پیج از یک "دختر باحال"، تبدیل میشه به "دختر ایدزی" که همه باید ازش دوری کنن...

این کتاب به این موضوع پرداخته که چطور ناآگاهی می‌تونه افراد رو تبدیل کنه به موجوداتی که حتی ذره‌ای رحم ندارن و کاملا خودشون رو بر حق می‌دونن. مدتی پیش در توئیتر مطلبی خیلی سرو صدا به پا کرد. فردی حرفی زده بود که جمله دقیقش یادم نیست اما گفته بود: می‌گن ایدز با دست دادن منتقل نمیشه، من می‌گم فرض کن برد یک اسلحه سیصد متره، اگه تو فاصله‌ی 350 متری ایستاده باشی، بازم حاضری ریسک کنی؟ خیلی‌ها این فرد رو بیشعور خطاب کرد بودند که ترس از این بیماری رو رواج میده، اما در این بین جواب جالبی هم داده شده بود: می‌گن با روبوسی کسی حامله نمی‌شه، اما شما حاضری ریسک کنی؟
مشکل اون فردِ اول به جز بیشعوری، ناآگاهی بود. 

فردی که هنوز هم نمی‌دونه اچ‌آی‌وی با ارتباطات روزمره منتقل نمیشه و این تنها مشکل ما نیست. مشکلیه که "پیج" هم با اون دست و پنجه نرم کرده و حالا می‌خواد صدای خودش و بقیه مبتلایان رو به گوش بقیه برسونه. وقتی با مسئولین مدرسه در مورد آزار دیگران صحبت می‌کنه، جواب می‌شنوه که داره اغراق می‌کنه که فلانی و فلانی خیلی بچه‌های خوبی هستند و ممکن نیست اون رو اذیت کرده باشن. و شاید هم خودش مقصر بوده و بهتره دیگه از کسی شکایت نکنه....

چند سطر کتاب

احساس خیلی خوبی داشتم. من کارم را خیلی خوب بلد  بودم.

بعد شنیدم کسی از میان جمعیت اسم مرا صدا زد. به بالا نگاه کردم. بعضی از پسرهای تیم بسکتبال، مایکل و کایل و دوین، داشتند می‌خندیدند. خنده‌ی آن‌ها شدیدتر از آن بود که به معنای تشویق من باشد. وقتی قدمی به جلو گذاشتم و دست زدم، با دقت بیشتری گوش کردم.
«پیج!»
«پیج!»
برای چند لحظه نتوانستم ارتباطی بین اسم خودم و خنده‌ی آن‌ها پیدا کنم.
بعد متوجه شدم. آن‌ها اصلا اسم مرا صدا نمی‌زدند. آن‌ها نمی‌گفتند پیج. آن‌ها داشتند می‌گفتند پیدز.
«پیدز!»
«پیدز!»
ص109

📕مثبت (کتاب خاطرات)/ نویسنده: پیج راول و الی بنجامین/ مترجم: سرور کرمپور دشتی/ نشر فرمهر/ 297صفحه/ قیمت: 42هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

عنوان اصلی: Positive: Surviving My Bullies, Finding Hope, and Living to Change the World
نویسنده: #Paige_Rawl



دیدگاه های شما