برفین و رزالین

08 بهمن 1397


برفین و رزالین

👈 برای دوستان #12_تا_15_سال

برفین و رزالین دو خواهر با ظاهر و اخلاقی متفاوت هستند. یکی موهای طلایی و چشمان آبی و کمی کم‌تحمل و جسور، دیگری موهای مشکی و چشمان قهوه‌ای و صبور. اون‌ها با پدر و مادرشون زندگی خوبی داشتند تا این‌که پدرشون به جنگل میره اما دیگه هیچ وقت برنمی‌گرده.

اون‌ها در غیاب پدر مجبورن به یک کلبه‌ی قدیمی و فقیرانه برن اما همیشه منتظرن تا پدرشون برگرده.
برفین و رزالین وقتشون رو توی جنگل می‌گذرونن تا این‌که با افراد جدیدی آشنا می‌شن. آدم‌هایی که زندگی خیلی عجیب‌تری نسبت به اون‌ها دارن. و حتی یک کتابخونه‌ی جالب. اما جنگل جای خطرناکیه! حتما دلیلی داشته که پدرشون دیگه برنگشته. کاش این دو خواهر هم بیشتر مراقب خودشون باشن....

این کتاب با نقاشی‌های قشنگ، همراه با ماجرای مرموز، فانتزی و کمی ترسناک برای دوستان ده تا پونزده سال مناسبه.

تا یادم نرفته بگم تصویرگر این کتاب هم خود نویسنده یعنی خانم امیلی مارتینه. ایشون به جز کتاب‌های داستان، چندین کتاب تصویری هم نوشته.

#چند_سطر_کتاب

دخترها در جست و جوی سرنخ‌های بیشتر، دور دودکش عجیب چرخیدند. کفش رزالین به چیزی سفت خورد که زیر برگ‌ها و پیچک‌های خودرو پنهان شده. برگ‌ها را کنار زد و بعد هردویشان زانو زدند و به چیزی که رزالین کشف کرده بود، خیره شدند.
شیشه‌ای گرد و ضخیم، با قابی از چوب تیره که توی زمین کار گذاشته شده و اطراف لبه‌هایش خزه‌ی گل‌دار روییده بود. برفین کوشید لایه‌ی غبار سبز رنگ روی شیشه را پاک کند. پرسید: «چرا باید پنجره توی زمین باشه؟» رزالین گفت: «چرا دودکش باید توی زمین باشه؟» سپس به داخل پنجره نگاه کرد. «برفین، ما ایستاده‌ایم روی...»
برفین بینی‌اش را به شیشه چسباند و موهایش روی برگ‌ها ریخت.
داخل را نگاه کرد و زیر لب گفت: «روی خونه‌ی یه نفر.»
ص 33

📕 برفین و رزالین / #امیلی_وینفیلد_مارتین / مترجم: #شبنم_حاتمی / #نشر_پرتقال / قیمت: 27 هزار تومان
🐳 @kklidar



دیدگاه های شما