زخم شیر/ صمد طاهری

31 فروردین 1398


صمد طاهری نویسنده و شاعر اهل آبادانه. احتمالا این اواخر اسم خودش و کتابش «زخم شیر» رو هم زیاد شنیدین. «زخم شیر» امسال به عنوان برنده جایزه احمد محمود در بخش داستان کوتاه معرفی شد. 

این مجموعه که از 11 داستان کوتاه تشکیل شده که در همون جغرافیایی گرم و صمیمی جنوب اتفاق می‌افته: از آبادان تا شیراز. اسم کتاب هم از عناوین یکی از داستان‌ها گرفته شده. داستان یه خانواده که توی یه شهر جنگ‌زده و متروک زندگی می‌کنن که در نهایت مجبور به ترک اونجا می‌شن. بیشتر داستان‌های دیگه هم یا در مورد جنگ بود یا آسیب‌های جنگ. 

خب این مجموعه داستان از هر کتابی که با این مضمون خونده بودم یه فرقی داشت. جناب طاهری به وضوح در کنار انسان‌ها از حیوانات گفته. حیواناتی که مورد ظلم شرایط و آدم‌ها قرار گرفتن. مثلا در همین داستان «زخم شیر» خانواده مجبورن بز رو از دو کهره‌ش جدا کنن. یا از گاوهایی که صاحب‌هاشون از ترسِ جنگ رهاشون کرده. گاوهای بی‌صاحبی که شیر پستان‌ها زیاد می‌شدن و درد می‌کشیدن یا با یه تیر و خمپاره ریزریز می‌شدن. 

داستان‌های دیگه هم جالب بودن. داستان «خروس» درباره‌ی مردی که عاشق اسبش بوده و بعد دلش رو به خروسش خوش می‌کنه و همدمش می‌شه. یا داستان «نی‌زَن» که ماجرای یه مطربِ غمگینه که با نی‌جفتی آهنگ‌های شاد برای عروسی‌ها می‌زنه. «مردی که کبوترهای باغی را با سنگ می‌کشت»، «موش خرما»، «مهمانی»، «در دام مانده‌ی مرغی»، «سفر سوم»، «نام آن پرنده چه بود؟»، «چیز و فلان و بهمان و اینا» و «سگ ولگرد» عنوان‌های داستان‌های دیگه این مجموعه‌ن. 

چند سطر کتاب از داستان «خروس»:

عمو ابراهیم روی تشک، روی دست راستش، رو به در اتاق خوابیده بود. پتوی چارخانه از رویش پس رفته و کنار افتاده بود. چشمخانه‌هایش خالی بود و پوست و گوشتی بر صورت و گردنش نمانده بود. پیرهن و شلوار مشکی رنگ‌باخته‌ای که همیشه به تن داشت، جابجا پاره شده و رنگ سفیدی استخوان‌هایش پدیدار بود. ردِ فضله‌ی موش‌ها تا روی گبه‌ی خاک‌گرفته‌اش دیده می‌شد. موهای یکدست سفیدش روی بالش و کف اتاق پخش شده بود. پوستین کهنه‌اش به میخ کنار تاقچه آویخته بود و برگ‌های کتاب کهنه‌اش را باد به این‌سو و آن‌سو پراکنده بود. اسکلت خروس هم روبه‌رویش نشسته بود، سر جای همیشگی‌اش روی گونی چارلایه. و پرهای رنگارنگش همه‌جای اتاق دیده می‌شد. از چپ و راست کف و دیوار و سقف اتاق ردِ قطار مورچه‌ها بود که هر کدام پری به دهان گرفته بودند و می‌بردند. 
شاید اگر آن روز همه چیز را برای عمو ابراهیم تعریف نمی‌کردیم، کار به این‌جا نمی‌کشید. آن روز بعد از ظهر که من و شاپور کوچه‌های پشت علی‌بن‌حمزه را یکی یکی به دنبال آن خروس گشتیم. تا توی یکی از کوچه‌ها شاپور وانت باری را نشانم داد که روی گلگیرهایش را با دستی خونی نشان تعویذ گذاشته بودند. و بعد سر زیبای خروس را روی لجن‌های جوی دیدیم و پرهای رنگارنگش را که در بازتاب آفتاب عصرگاهی مثل رنگین‌کمانی می‌درخشید و آن‌قدر زیبا بود که واقعی به نظر نمی‌رسید. 
ص 44

▫️ زخم شیر/ صمد طاهری/ نشر نیماژ/ چاپ سوم 1397/ 168 صفحه/ قیمت: 18 هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری


@KLIDAR



دیدگاه های شما