زوربای یونانی اثر: نیکوس کازانتزاکیس /مقایسه ترجمه

24 دی 1397


#مقایسه_ترجمه

📒زوربای یونانی
اثر: #نیکوس_کازانتزاکیس


📙مترجم: #محمد_قاضی / #نشر_خوارزمی
📕مترجم: #محمود_مصاحب / #نشر_نگاه

📙آن‌جا در روسیه وفور نعمت است، ارباب، و همه‌چیز ریخته: هرچه دلت می‌خواهد بردار! نه تنها خربزه و هندوانه، بلکه ماهی و کره و حتی زن. مثلا در حال عبور چشمت به هندوانه می‌افتد، آن را برمی‌داری، چشمت به یک زن می‌افتد، آن را هم برمی‌داری. مثل این‌جا، یونان ما، نیست که اگر پوست خربزه‌ای از کسی کش بروی یارو تو را به دادگاه می‌کشاند، یا تا دستت به زنی خورد برادرش چاقو می‌کشد و می‌خواهد تو را تکه‌تکه کند. تف بر این مردم گدای ندید بدید! این جماعت شپشوی فلک‌زده بروند خودشان را دار بزنند!
ص129

📕در روسیه همه‌چیز فراوان بود: بله ارباب، همه‌چیز، به صورت وفور. هرچه می‌خواستی انتخاب می‌کردی. این وفور نعمت فقط منحصر به خربزه و هندوانه نبود. گوش کن ارباب، ماهی، کره، و زن هم همین وضع را داشت. موقعی که از محلی می‌گذری هندوانه‌ای می‌بینی، آن را برمی‌داری. مثل این‌جا نیست که اگر به تکه پوست هندوانه یا خربزه‌ای دست بزنی فورا سروکارت با دادگاه بیفتد؛ یا اگر با زنی تماس حاصل کنی برادرش با چاقو به سراغت بیاید و گوش‌هایت را قیمه‌قیمه کند. اه لعنت بر این مردم گدا صفت.
ص146

ا🔹🔸ا

📙و این کار آن‌قدر تکرار شد تا زن‌ها تمام شیره‌ی جان او را کشیدند. کمرش شکست و شروع به استفراغ کرد، فلج شد و آخر مرد. در آن هنگام بود که وارث او عیسی مسیح به دنیا آمد. وقتی حال زار خدای پیر را دید فریاد برآورد که: «الحذر از زنان! الحذر!»
ص313

📕این وضع آن‌قدر ادامه یافت که دیگر نتوانست عشقبازی کند. از رمق افتاد، و دیگر حتی قادر نبود کمرش را تکان دهد. شروع کرد به استفراغ کردن، فلج شد و جان داد. در همین لحظه بود که وارثش عیسی مسیح، از در وارد شد و چون وضع فلاکتبار زئوس سالخورده و بینوا را دید بانگ برآورد که ای مردم، از زن بپرهیزید و از او دوری کنید!
ص370

t.me/klidar



دیدگاه های شما