مُردن/ آرتور شنیتسلر

31 فروردین 1398


مرگ، یکی از عجیبترین و ناشناخته‌ترین اتفاقاتی که برای ما رخ میده. افراد زیادی درگیر شناخت این پدیده‌ن. یکی از ناشناخته‌ها زمانیه که میمیریم. (البته جز مواردی مثل خودکشی یا اعدام که زمانش مشخصه) از سوال‌های رایجی که حالا چه از خودمون میپرسیم چه بقیه از ما میپرسن اینه که اگر بدونی فلان روز میمیری چه کاری انجام میدی؟! یا اگر اینقدر وقت داری زندگی کنی چیکار میکنی؟

«فلیکس» قهرمان داستان آرتور شنیتسلر گرفتار همین موضوع شده. یک سال فرصت زندگی داره و بعدش پایان زندگی، پایان عشق، پایان دوستی و رابطه و... فلیکس گاهی امیدوار گاهی ناامید، گاهی ترس از مرگ گاهی شجاع این یک سال رو شروع میکنه. البته نه به تنهایی، بلکه با «ماری»، عشقش. عشقی که همون اول قسم میخوره که با رفتن اون میمیره. «زهر! من نمی‌خواهم حتی یک لحظه بیشتر از فلیکس زندگی کنم، باید این را باور کند. ولی نمی‌خواهد باور کند، چرا؟ چرا؟» خب امثال این جملات در رابطه‌های عاشقانه زیادی شنیده و گفته می‌شه، اما باید دید تا چه اندازه واقعیت داره؟! وقتی که زمانش برسه طرف حرفش رو به واقعیت تبدیل می‌کنه؟

«مُردن» اولین اثر این نویسنده‌ست که به صورت یه کتاب مستقل چاپ شده. این کتاب دومین اثر داستانه به زبان آلمانیه که با نگاهی روانکاوانه نوشته شده. آرتور اشنیتسلر این داستان را زمانی نوشته که سی ساله بوده و هنوز کسی اون رو «تالیِ زیگموند فروید» به شمار نمی‌آورده.

چند سطر کتاب

یک شب آلفرد در حالی از راه رسید که فلیکس کتابی از شوپنهاور را روی پتوی تختخواب انداخته بود و با چهره‌ای در هم به پیش روی خود نگاه می‌کرد. ماری کنار تخت سرگرم دوخت و دوز بود. 

فلیکس با حالتی تقریبا عصبی به تازه‌وارد گفت: «آلفرد، می‌دانی؟ خیال دارم باز رمان بخوانم.»
«چه اتفاقی افتاده؟»
«رمان‌ها لااقل در داستان‌پردازی صادقانه‌اند. خوب یا بد، اثر نویسنده‌ای هنرمند یا تازه‌کار. اما این آقایان.» و با نگاه به کتاب روی تخت اشاره کرد، «این‌ها فقط خودنما و رذل‌اند.»
«اوه!»
فلیکس کمر راست کرد و توی تخت نشست. «تحقیر زندگی وقتی آدم مثل یک رب‌النوع تندرست است؛ چشم در چشم مرگ دوختن، وقتی که در ایتالیا گردش می‌کنی و زندگی با شاداب‌ترین رنگ‌ها در اطرافت گسترده است ـ بله، چنین چیزی از نظر من جز خودنمایی چیزی نیست. ولی یکی از این آقایان را توی اتاق حبس کن، تب و نفس تنگی به جانش بینداز، بهش بگو در فاصله‌ی اول ژانویه تا اول فوریه سال بعد خواهد مُرد، بعد ازش بخواه برایت فلسفه‌بافی کند.»
ص 87


▫️ مردن/ آرتور شنیتسلر/ مترجم: علیاصغر حداد/ نشر ماهی/ چاپ دوم 1397/ 144 صفحه/ قیمت: 9 هزارتومان


عنوان اصلی: sterben
نویسنده: Arthur Schnitzler

@KLIDAR



دیدگاه های شما