ردِ گُم/ آله‌خو کارپانتیه

29 فروردین 1398


#کتاب_امروز:

📗 ردِ گُم
🔸 #آلخو_کارپانتیه (#آله_خو_کارپانتیه)

✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری:
اگر تقویم ادبی ما رو دنبال می‌کنین، می‌دونین که امروز تولد آلخو کارپانتیه، نویسنده مشهور اهل کوباست. کتاب «ردِ گُم» یکی از ستایش‌‌شده‌ترین رمان‌های این نویسنده‌ست که در سال 1953، وقتی 49 ساله بوده نوشته شده. توی ویکی‌پدیا اومده: «کتاب رد گم را پدر ادبیات مدرن آمریکای لاتین نامیده‌اند و منتقدان می‌گویند نمونهٔ اولیهٔ موضوعات محوری بسیاری آثار برجستهٔ دورهٔ شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین که پس از رد گم تحریر شد، در این کتاب مشهود است.»

راوی داستان، آهنگساز و سازشناس فوق‌العاده کاربلدیه که خسته از زندگی و تکرار و آدم‌هاست. صفحات اول کتاب نویسنده سعی کرده بیزار بودن شخصیتش از زندگی رو نشون بده. قهرمان رمان در ادامه به پیشنهاد یک موزه‌دار سفری ماجرایی و تاریخی و هستی‌شناسانه رو شروع می‌کنه. سفر برای پیداکردن سازهای ابتدایی در میان قبایل بومی آمریکای لاتین. سفری که نه‌تنها راوی داستان، بلکه خواننده کتاب رو قرن به قرن عقب می‌بره. در این حین به موضوع زمان می‌پردازه و دست‌آوردها و ازدست‌رفته‌های زمان معاصر رو به ترازوی وجدان شخصیت اول، و همچنین خواننده‌ی کتاب، سپرده. 

نویسنده در مصاحبه‌ای درباره این کتاب گفته: «قهرمان کتاب من بر رود اورینوکو سفر می‌کند و به ریشه‌ی حیات می‌رسد، اما وقتی می‌خواهد دوباره از این منطقه بازدید کند، نمی‌تواند. او دروازه‌ی ورود به وجودِ اصیل را گم کرده است. این فرضیه اساسی رمان است. این رمان را سه بار نوشتم و باز نوشتم تا سرانجام توانستم به درستی پیاده‌اش کنم.»


◀️ #چند_سطر_کتاب

شکاف‌های چند هفته‌ای در تومارِ وجودم بود، فصل‌هایی می‌گذشت که هیچ خاطره‌ی حقیقی، حسِ خاص یا بلندمدتی از آن‌ها نداشتم: روزهایی که با حرکت دچار این اضطراب وسواس‌گونه می‌شدم که پیش‌تر دقیقاً در همین وضعیت همین کار را کرده‌ام، همین کنج نشسته‌ام، همین حرف‌ها را زده‌ام و به قایق‌ِ بادبانیِ گرفتار در شیشه‌ی وزنه‌ی کاغذ نگاه کرده‌ام. روزی که جشن تولدم در حضور چهره‌های تکراری، در محلِ تکراری و با جمع خوانیِ آوازهای تکراری برگزار می‌شد، ناخواسته این فکر به ذهنم متبادر می‌شد که تنها فرقِ جشن تولد امسال و پارسال، اضافه شدن یک شمع به شمع‌های کیکی دقیقا هم مزه‌ی کیک پارسال است. از تپه‌ی روزگار بالا می‌رفتم و پایین می‌آمدم و سنگِ همیشگی را بر دوش می‌کشیدم، مدام انگیزه‌هایی ناگهانی را تجربه می‌کردم که دیر یا زود، در تاریخی که ممکن بود در تقویم همین امسال باشد، تمام می‌شد. 
ص۲۶

▫️ ردِ گُم/ آله‌خو کارپانتیه/ مترجم: #ونداد_جلیلی/ #نشر_چشمه/ چاپ اول زمستان 1394/ 324صفحه/ قیمت: 23هزارتومان


عنوان اصلی: Los pasos perdidos
نویسنده: #Alejo_Carpentier

@KLIDAR



دیدگاه های شما