آیلین/ آتوسا مشفق

29 فروردین 1398


آتوسا مشفق از پدری ایرانی و مادری اهل کشور کرواسی به دنیا اومده و هم‌‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کنه. کتاب «آیلین» که جزو مهم‌ترین آثار مشفق شناخته می‌شه، در سال 2015 منتشر شده. «آیلین» موفق به دریافت جایزه بنیاد همینگوی و در سال 2016 نامزد جایزه من بوکر شده. در شرایط فعلی هم سوگلیِ بازار نشر ایران شده و قبل از این (انتشار توسط نشر چترنگ) دو انتشارات دیگه هم این کتاب رو منتشر کردن. البته جریان همینجا قطع نمی‌شه و قراره با لوگوی انتشارات دیگه هم این کتاب رو ببینیم...

«آیلین دانلپ»، شخصیت اول داستان، دختری تنها، پریشان و افسرده‌‌ایه که جدا از تمام ناله‌ها، شرایط داغونی داره. آیلین پس از سال‌ها راویِ روایتِ ساده‌ای از زندگی جهنمی خودش در دهه شصت میلادیه. در خانه از پدر دائما مستش نگه‌داری می‌کنه و آرزوی مرگ اون رو می‌کنه، از طرفی مطمئنه از مرگش دلخور می‌شه. نیمه دیگر زندگیش در زندانی به نام «مورهد» می‌گذره که به عنوان منشی اونجا کار می‌کنه. البته زندان که نه، بهتره بگم کانون اصلاح و تربیت نوجوانان...

بیش از همه توصیفی که خانم مشفق از شرایط زمانی و مکانی داشت تحت تاثیر قرار گرفتم. با توصیفات عالی عمق اندوه و غم‌انگیزی شرایط رو به من منتقل کرد. این کتاب رو بخونید، البته نه فقط این کتاب، بلکه آثار خانم مشفق رو بخونید. این فقط توصیه من نیست! بلکه توصیه برخی نویسنده‌های شناخته شده غربی مثل دیوید سداریس و دیزی جانسونه.
 

چند سطر کتاب

جمعه مفهوم بوی گند ماهی داشت، بویی که از رستورانی واقع در زیرزمین به هوا برمی‌خاست و از میان اقامتگاه سردی که پسرها در آنجا می‌خوابیدند تا سالن‌هایی با کف‌پوش پلاستیکی به سمت دفتر بدون پنجره‌ای، که روزهایم را در آنجا می‌گذراندم، در حرکت بود. بویی چنان زننده و حال به‌هم زن دکه وقتی آن روز صبح به مورهد رسیدم حتی از داخل محوطه‌ی پارکینگ هم حسش می‌کردم. خودم را عادت داده بودم قبل از اینکه به سر کار بروم، کیف پولم را در صندوق عقب ماشین بگذارم و درش را قفل کنم. قفسه‌های قفل‌داری در اتاق استراحت پشت دفتر بود، اما من به کارکنان آنجا اعتماد نداشتم. وقتی در سن بیست‌و‌یک‌سالگی شروع به کار کردم، پدرم بدون سرزنش و عیب‌جویی به من هشدار داده بود که خطرناک‌ترین افراد در زندان مجرمان نیستند، بلکه کسانی‌اند که در آنجا کار می‌کنند. می‌توانم صحت این موضوع را تایید کنم. این‌ها شاید تنها کلمات عاقلانه‌ای بود که پدرم در زندگی گفته بود. 

ص 15


 آیلین/ آتوسا مشفق/ مترجم: گلاره جمشیدی/ طراح جلد: پریوش بهمنی/ نشر چترنگ/ چاپ اول 1397/ 228 صفحه/ قیمت: 26هزارتومان

یادداشت از: کلیدر/ سعیده تیموری

عنوان اصلی: Eileen
نویسنده: Ottessa Moshfegh

@KLIDAR



دیدگاه های شما