معرفی کتاب خواهران باربارن

31 فروردین 1398



خواهران باربارن، یک کتاب جدید از اشمیت عزیزه که توسط نشر چترنگ ترجمه شده. این کتاب شامل چهار داستانه که البته عنوان اصلی اون نام یکی دیگه از داستان‌هاست: انتقام با بخشش، ولی خب مترجم یا ناشر به دلایلی عنوان اولین داستان رو روی کتاب گذاشتن. شاید اسم خیلی مهم نباشه ولی به نظرم بهترین داستان این کتاب، همون داستان "انتقام با بخشش" بود. بابت ترجمه می‌تونم بگم که کار خوبی بود. تا جایی که شده بود، از سانسور فرار کرده بود، و بوربن و کنیاک و این چیزها هم تبدیل به نوشیدنی یا سرکه نشده بودند!

امانوئل اشمیت، پر کار و درخشان، همیشه حرفی تازه برای گفتن داره. هیچ‌کدوم از داستان‌هاش تا الان برای من تکراری به نظر نیومدن. دنیای سر راست و ساده، در عین حال بی‌رحمی خلق می‌کنه. ویکی‌پدیا میگه کتاب حاضر، در سال 2017 نوشته شده و ظاهرا برخی از این داستان‌ها از ماجراهای دیگه‌ای الهام گرفته شدند. داستان دوم با نام "مادمازل باترفلای" از اپرای پوچینی و داستان "یک هواپیما برایم بکش" از داستان شازده کوچولو. البته مفهوم ضمنی تمام این داستان‌ها یه جورهایی به جرم و بخشش مربوط میشه.

در این بین داستان "انتقام با بخشش" واقعا درخشان بود. الیز دخترش رو در یک حادثه از دست داده. در واقع مردی به نام "سم" به اون تجاوز کرده و بعد کشته. حالا سم به جرم قتل پانزده دختر زندانیه و الیزه هر هفته به دیدار سم در زندان میره. سم درک نمی‌کنه علت این کار الیزه چیه. چطور ممکنه زنی به قاتل دخترش علاقه پیدا کنه. اصلا الیزه چرا دلش برای سم می‌سوزه؟!
داستان "مادمازل باترفلای" هم خوب بود ولی از یه جایی به بعد به نظرم یکم فیلم هندی شد.

امروز غر نزدم؟ چترنگ جان حس نمی‌کنی کتاب‌هات یکم گرون هستن؟! این کتاب چرا 34 هزار تومنه؟! گرونی جدی جدی به کتاب‌ها برسه چه قیمتی می‌زنی؟!

◀️ #چند_سطر_کتاب  از داستان "انتقام با بخشش"

«ببخشید که حرفت را قطع می‌کنم سم، اما تو با این مردها رابطه داشتی.»
«نه.»
«چرا داشتی.»
«آنها من را می‌خواستد. من آن‌ها را نمی‌خواستم. من همجنس‌گرا نیستم.»
«ببخشید.»
با پایش ضربه زد.
«بدون اینکه نگاه کنم تسلیم می‌شدم. بعد به من پول می‌دادند، گاهی غذا، گاهی هم جای خواب. من همجنس‌گرا نبودم. همجنس‌گراها از من خوششان می‌آمد. من وقتی میلی دارم دلم می‌خواهد با زنی باشم، متاسفانه زن‌ها...»
«چی؟»
«با زن‌ها کند پیش می‌رود، با زن‌ها احمقانه پیش می‌رود، با زن‌ها پیچیده می‌شود.»
«صبر کن! مرسی! نمی‌خواهد بیشتر ادامه بدهی.»
ناراحت به الیز نگاه کرد.
«اما...»
الیز آرام توضیح داد: «بعدش را دیگر می‌دانم. شکارهایت...طعمه‌هایت...پانزده بار...»
«اما...»
الیز نگذاشت سم حرفش را بزند.
«سم، از تو سوالی دارم، خیلی مهم است. از تو می‌خواهم که با همان صداقتی که به من نشان دادی جوابم را بدهی. از این کار لذت می‌بردی؟»
ص 235

📘 خواهران باربارن/ نویسنده: اریک امانئول اشمیت/ برگردان: #عاطفه_حبیبی/ 287صفحه/ #نشر_چترنگ
📌طرح جلد نقاشی "خواهران" اثر روتی وی (http://www.ruthiev.com/) (ruthie v)

@KLIDAR



دیدگاه های شما