خوشبختانه شیر

24 مرداد 1397


 

👈برای دوستان #8_تا_13_سال

مامان برای یک کنفراس به سفر می‌ره و مسئولیت دوتا بچه‌ها به عهده‌ی پدره. وقت صبحونه متوجه می‌شن که ای وای شیر تموم شده. حالا بچه‌ها چطور برشتوک بخورن؟ پدر چطور توی چایی، شیر بریزه؟

پدر برای خرید شیر بیرون میره ولی خییییییلی طول می‌کشه تا برگرده. وقتی میاد بچه‌ها می‌پرسن علت تاخیر چی بوده؟ و پدر یک ماجرای خیلی عجیب و غریب براشون تعریف می‌کنه که عمرا کسی باورش بشه!

وقتی پدر شیر رو می‌خره، آدم فضایی‌ها اونو می‌دزدن و بعد کلی ماجراجویی و اتفاقات مهیج براش می‌فته. اما در طول این اتفاقات شیشه‌ی شیر رو نگه می‌داره تا به صبحونه برسونه! یعنی چه اتفاقاتی براش افتاده؟!

راستی این داستان باحال و خنده‌دار، کلی هم نقاشی باحال داره که آقای #اسکاتی_یانگ اونا رو کشیده.

#چند_سطر_کتاب

«هاهاها» چندتا از آن موجودفضایی‌های گردالو هم‌زمان گفتند: «فکر کردی می‌توانی از دست ما فرار کنی؟ کور خوانده‌ای! حالا دیگر مجبوری مالکیت سیاره‌ات را به ما منتقل کنی تا بتوانیم مدلش را عوض کنیم. برای شروع خیال داریم همه‌ی درخت‌ها را از ریشه بکنیم و جاشان فلامینگوهای پلاستیکی بگذاریم.»
- آخر چرا؟
«چون ما از فلامینگوهای پلاستیکی خوشمان می‌آید. فکر می‌کنیم این بالاترین و بهترین هنری است که زمین توانسته بهش دست پیدا کند. تازه، از درخت‌ها هم خیلی تمیزترند.»
ص 80

📒خوشبختانه شیر
📗نویسنده: #نیل_گیمن
📕مترجم: #پرناز_نیری
📙 #نشر_افق
قیمت: 8000 تومان
@KKLIDAR



دیدگاه های شما