پانزده سگ/ آندره الکسیس

27 مرداد 1397


#کتاب_امروز:

📘 #پانزده_سگ (Fifteen Dogs)
📙 #آندره_الکسیس (André Alexis)
📘 #نشر_مجید
📚 @klidar

کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری:
«پانزده سگ» مشهورترین اثر آندره الکسیس نویسنده کانادایی ست. تاکنون این کتاب چهار بار با همین نام و همچنین به نام «قمار خدایان» به زبان فارسی ترجمه شده. «پانزده سگ» افتخارات زیادی رو برای آقای نویسنده به ارمغان آورده که جایزه گیلر یکی از این افتخاراته. گرانترین جایزه کتاب دنیا، صد هزار دلار!! 

داستان از شرط بندی دو خدای یونان باستان "آپولو" و "هرمس" شروع میشه. اون‌ها در حین مستی درباره‌ی زبان آدم‌ها بحث می‌کنن و به این سوال می‌رسن که اگر هوش و ذکاوت آدم‌ها رو حیوانات داشتن خوشحال و سعادتمند بودن؟ به این ترتیب هوش انسانی رو به پانزده سگ که توی یه کلینیک دامپزشکی محبوس بودن می‌دن و سرِ شاد یا غمگین بودنشون شرط می‌بندن.

 قصه پانزده سگ از اینجا شروع می‌شه. اولین قدم رو برمی‌دارن: آزادی. هوش جدید اونا نمی‌تونه اینو بپذیره که در بند باشن. حالا زندگی اونا با تمام فراز و نشیبش  شروع شده و هر کدوم توی موقعیت جدیدی که دارن قصه‌های متفاوتی رو تجربه می‌کنن. نویسنده از این موقعیت استفاده می‌کنه و صفت‌های انسانی مثل دروغ، عشق، نفرت، حسادت، نفرت، محبت و... رو در قالب زندگی جدید سگ‌ها روایت می‌کنه.

رفته‌رفته شخصیت اجتماعی هر کدوم از سگ‌ها شکل می‌گیره و مشکل جدید بیشتر و بیشتر می‌شه.   همزمان که زندگی هر سگ روایت می‌شه، نویسنده از فواید و معایب آدم‌ها و هوش انسانی می‌گه. سگ‌های بیچاره به هر قیمتی می‌خوان در این دنیای غیرعادی به معنا و جایی برسن و روحشون هم خبر نداره که فقط بازیچه افکار دو خدای کنجکاو شدن. 

کتاب پر از اتفاقای غیر منتظره‌ ست که با یه طنز تلخ بیان شده و خیلی چیزهایی رو که به نظر بدیهی میان زیر سوال می‌بره. خیلی از سایت‌ها و منتقدین این کتاب رو شبیه به «مزرعه حیوانات» #جورج_اورول می‌دونن. البته برخلاف مزرعه حیوانات که درباره ساختارهای سیاسی می‌گه، این کتاب درباره مشکلات بنیادی بشر صحبت می‌کنه؛ معنی عشق، مرگ، زندگی و...


◀️ #چند_سطر_کتاب

اگر حمام جذاب بود و آشپزخانه قابل تحسین، پس کلمه‌ی مناسب برای توصیف اتاق‌خواب چه بود؟ این‌جا جایی بود که دو نفر در عجیب‌ترین حالت خود بودند. مسلما، اتاق لذت‌های خاص خودش را داشت. این‌جا، جایی بود که با هم یک گروه را تشکیل می‌دادند. جایی که بنجی، بیش از هر جای دیگری حس می‌کرد به آن تعلق دارد. اول، پایین تخت می‌خوابید، اما بعد از مدتی خودش را تا وسط تخت می‌کشاند و صبح بعضی روزها، در حالی بیدار می‌شد که بین دو تا آدمیزاد لم داده بود و دیگر این‌که اتاق‌خواب جایی بود که در آن بوی آدمیزاد از همه‌جا تندتر و زننده‌تر بود. 
اما چیزی که در مورد اتاق‌خواب عجیب بود نه خود اتاق بود و نه شهوانیت آدم‌هایی که در آن بودند. مساله جفت‌گیری‌شان بود. آدم‌ها هر از گاه کاری می‌کردند که به آن «سکس» می‌گفتند. بنجی درک نمی‌کرد که چرا آدم‌ها برای چیزی به این واضحی نیاز به اسم داشتند. چرا باید برای چیزی که لزومش برای همه بدیهی بود اسم گذاشت؟ عمل جفت‌گیری‌شان به خودی‌خود گیج‌کننده نبود، آدابی که همراهش بود، برای بنجی عجیب بود. 


🔹پانزده سگ/ آندره الکسیس/ ترجمه: #بهناز_سلطانیه/ نشر مجید/ رقعی/ چاپ اول 1397/ 208 صفحه/ قیمت: 20هزار تومان

@KLIDAR



دیدگاه های شما