ستون دنیایم باش

27 مرداد 1397


نمی‌تونم چهره‌ها رو تشخیص بدم، حتا چهره‌ی آدمایی که عاشقشونم...


#کتاب_امروز:
📘 #ستون_دنیایم_باش 
🔹 #جنیفر_نیون

✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:

توی شناسه‌ی کتاب نوشته این کتاب "یانگ ادالت"  (https://t.me/klidar/10684)محسوب میشه. اگرچه Young Adult خیلی استفاده نمی‌شه ولی من چاره‌ای ندارم چون هیچ معادل خوبی براش توی فارسی نداریم. (سنی که فرد در حال بالغ شدنه اما هنوز یک بزرگسال محسوب نمی‌شه و خلقیات خاص خودش رو داره.)

حالا بریم سراغ داستان. داستان از زبان دو نفر روایت می‌شه: "لیبی" و "جک". لیبی سال اول دبیرستانه و سه سالِ گذشته رو توی خونه درس خونده چون بعد از مرگ مادرش تبدیل میشه به چاق‌ترین نوجوان آمریکا! اونقدر چاق میشه که برای نجاتش مجبور می‌شن خونه رو خراب کنن و اون  رو از توی اتاقش دربیارن. و جک سال آخر دبیرستانه و یک بیماری نسبتا نادر داره به اسم "کوری چهره". فرد مبتلا به این بیماری، قادر به تشخیص چهره‌ها نیست. در واقع هر بار که افراد رو می‌بینه انگار بار اوله که اون‌ها رو می‌بینه! 

این دو نفر توی دبیرستان با هم آشنا می‌شن. در واقع سر یک بازی احمقانه که دوستای جک راه می‌ندازن با عنوان "سواری دختر چاق"، جلوی همه می‌چسبه به لیبی و با این کار باعث می‌شه که لیبی رسما تبدیل بشه به یک هدف برای آزار دیگران. اما لیبی صدکیلو و خرده‌ی کم نکرده که بخواد حالا به این زودی جا بزنه.

درسته که لیبی یک دختر واقعا چاق محسوب میشه، اما در روند داستان به نکات جالبی اشاره می‌کنه. به این که چقدر ما همیشه داریم در مورد ظاهر دیگران نظر میدیم و اونها رو تحت فشار قرار می‌دیم، حتی دخترایی که واقعا چاق نیستن! در جایی لیبی می‌پرسه چرا همیشه منو هرزه‌ی چاق صدا می‌زنن؟ چرا چاق بودن مساویه با هرزه بودن؟! یا چرا می‌گن به عنوان یک دختر چاق، خوشگله؟ و جای دیگه میگه وزن من تا وقتی که روی کسی ننشینم نباید براش مهم باشه. یا جایی دیگه وقتی به کلاس شنا میرن به این نکته اشاره می‌کنه که جز دو نفر، بقیه دخترای داخل رختکن شدیدا از بدنشون خجالت می‌کشن و جرات پوشیدن لباس شنا رو ندارن.

خیلی‌ها وقتی آدمای چاق یا آدمای خیلی لاغر رو می‌بینن شروع می‌کنن به حرف‌های بیخود زدن یا نصیحت کردن، انگار که خود اون آدم متوجه وضعیتش نیست. خیلی‌ها فکر می‌کنن که مشکلات این‌چنینی خیلی راحت حل میشن، اما آیا تا به حال خودشون توی این موقعیت بودن؟ مثل لیبی که با شروع افسردگیش، به پرخوری روی میاره و اونقدر غذا می‌خوره تا میشه سیصد کیلو!

کتاب مورد علاقه لیبی هم " ما همیشه قلعه نشینان (https://t.me/klidar/11294)" هست که کنجکاو شدم برم بخونمش. کتاب "همه چیز همه چیز" هم منو تشویق کرد "سالار مگس‌ها" رو بخونم.

در مورد رده سنی این کتاب بیشتر بخوام بگم، اینه که اگه در موارد تربیتی سخت‌گیر هستید، برای مخاطبین بالای 16 سال مناسبه. چون لیبی به این فکر می‌کنه که مثل "پائولین پاتر" که با سکس زیاد، تونست پنجاه کیلو کم کنه، اونم توی دبیرستان با کسی آشنا بشه که بهش در کاهش وزن کمک کنه!🤔


◀️ #چند_سطر_کتاب/ آغاز داستان:

من آدم آشغالی نیستم، ولی قراره یه کار آشغالی بکنم، و تو ازم متنفر می‌شی و بعضی‌های دیگه هم ازم متنفر می‌شن، ولی به‌هرحال، می‌خوام برای مراقبت از تو و همین‌طور خودم، این کارو بکنم.
این شاید به نظر یه بهونه بیاد، ولی من یه مریضی دارم به اسم پروسوپاگنوزیا -ادراک‌پریشی چهره‌ها- که یعنی نمی‌تونم چهره‌ها رو تشخیص بدم، حتا چهره‌ی آدمایی که عاشقشونم، حتا چهره‌ی مادرم. حتا چهره‌ی خودم.
تصور کن وارد یه اتاقی پر از غریبه‌ها شی، آدمایی که برات هیچ مفهومی ندارن، چون اسم و گذشته‌شون رو نمی‌دونی. بعد تصور کن بری مدرسه یا سر کار یا بدتر بری خونه‌ی خودت، جایی که باید همه رو بشناسی، ولی در عوض آدمای اون‌جا هم همه شبیه غریبه‌ها باشن.

برای من زندگی این جوریه: وارد اتاق می‌شم و هیچکی رو نمی‌شناسم. منظورم هر اتاقی تو هر جاییه. از شیوه‌ی راه رفتن افراد، حالت‌هاشون، صداشون و موهاشون هویت اونا را تشخیص می‌دم. به خودم می‌گم، "داستی" گوش‌هاش زده بیرون و موهای فرفری قرمز‌قهوه‌ای داره. بعد این موضوع رو حفظ می‌کنم تا بهم کمک کنه برادر کوچیک‌مو پیدا کنم، ولی اگه درست رو‌به‌روم نباشه، نمی‌تونم گوش‌های بزرگش و موهای فرفریش‌ رو به تصویر بکشم. یه جورایی به نظر می‌آد به‌یادآوردن افراد یه قدرت فراانسانی باشه که همه دارن جز من.

📕ستون دنیایم باش/ نویسنده: جنیفر نیون/ برگردان: #فرانک_معنوی/ 384صفحه/ چاپ دوم 1396/ قیمت: 28000تومان/ #نشر_میلکان

عنوان اصلی: Holding up the universe
نویسنده: Jennifer Niven

 

📕ستون دنیایم باش / نویسنده: جنیفر نیون/ برگردان: #فرانک_معنوی/ 384صفحه/ چاپ دوم 1396 / قیمت: 28000 تومان/ #نشر_میلکان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

@KLIDAR



دیدگاه های شما