نگاهی انتقادی به یک ترجمه از حمیدرضا صدر

22 تیر 1397


نگاهی انتقادی به یک ترجمه از #حمیدرضا_صدر
📚@klidar

چند روز پیش کتاب "یه چیزی بگو" از #لاوری_هالس_اندرسن رو از نشر چشمه براتون معرفی کردم (اینجا (https://t.me/klidar/10929)). 
من واقعا از این کتاب لذت بردم و خیلی دوستش داشتم. اما طی خوندن اون به چند نکته برخوردم که منو ناراحت کرد و یا بعضی جاها بهتر بود کمی تغییر می‌کرد. دوست دارم ببینم فقط من این‌قدر حساسم یا اگر شما هم به این موارد بربخورید براتون مهمه. از نشر چشمه هم می‌خوام یه بازبینی داشته باشه.
#مهرنوش_چمنی

▪️صفحه دوازده:
من هم از این‌که شما رو می‌بینم خوشحالم. شرط می‌بندم آقای نک به اختلال عصبی ناشی از یک اتفاق بزرگ مبتلاست؛ ویتنام یا عراق، یکی از اون جنگ‌های تلویزیونی.
Nice seeing you again, too. I bet he suffers from post-traumatic stress disorder.Vietnam or Iraq—one of those TV wars
✍️پی اس دی رو می‌شد خیلی راحت به "اختلال استرس پس از سانحه" یا فقط" استرس پس از سانحه" ترجمه کرد. چیزی که احتمالا خود ملیندا دچارش شده و حالا فرافکنی می‌کنه.

▪️صفحه 36:
گروه موسیقی در اجرای آواز لنگ می‌زنه و تشویق کننده‌ها بالا و پایین می‌پرند. آقای ناظم مثل دختر ترشیده‌ها لبخندی می‌زنه. فقط شش هفته از باز شدن مدرسه سپری شده و اون هنوز کمی شوخ طبعی داره.
the band staggers through a song and the cheerleaders bounce. the Blue Devil mascot earsn a standing ovation by back- flipping right into the principal. principal smiles and awshucks us. it has only been six weeks since the beginning of school. he still has a sence of humor.
✍️دختر ترشیده‌ها؟!!! واقعا کلمه‌ا‌ی کثیف‌تر از این پیدا نشده به جای شرمگین یا لوند یا هرچی گذاشته بشه؟!


▪️صفحه 68:
مامان روش رو برمی‌گردونه و به تد می‌گه: «همین حالا راه می‌افته.»
mom turns her back to him and tells Ted she's on her way.
✍️وقتی جمله نقل قول شده دیگه نیازی نیست سوم شخص بشه. (مامان داره تلفنی با تد حرف می‌زنه و در حالی که پشتشو به پدر می‌کنه جمله‌ای رو توی تلفن می‌گه). می‌شد اینجوری نوشته بشه: مامان به پدر پشت می‌کنه (روش رو برمی‌گردونه) و به تد میگه همین حالا راه می‌افته.
یا اگر قراره توی گیومه گذاشته بشه: مامان روش رو برمی‌گردونه و به تد می‌گه: «همین حالا راه 👈میافتم.»

▪️صفحه 72:
آقای فریمن: « گلوت سرخ شده؟ نگران نباش، این مریضی داره می‌چرخه. می‌خوای بهت بگم من چی توی این کار می‌بینم؟»
Mr. Freeman: "sore throat? dont worry. its going around. want me to tell you what i see?"
✍️گلوت سرخ شده؟!! یا گلوت درد می‌کنه؟!

▪️ صفحه 96:
«اون» باز هم پیدام کرد. فکر کردم می‌تونم محلش نگذارم. چهارصد تا دانشجوی سال اول پسر هست، دویست تا دختر. به اضافه‌ی دانشجوهای سال‌های دیگه، اما «اون» یه‌کاره در گوش من پچ‌پچ می‌کنه.
it found me again. i thought i could ignore IT. there are four hundred other freshmen in here. two hundred female. plus all the other grades. but he whispers to me.
✍️داستان در مورد دبیرستانی‌هاست. کلاس نهمی قطعا دانشجو نیست! کلمه‌ی freshmen به تازه واردین در دانشگاه، کالج و دبیرستان اطلاق می‌شه. در این متن می‌شه سال اولی نه دانشجو.

▪️صفحه 99:
سایوبان: این چیه؟
هیتر( در حال قورت دادن): کنسرو شلغمه.
و صفحه 101
او می‌پرسه: « آیا اندی به همون بدی‌ایه که همه می‌گن؟»
رنگ صورت امیلی سرخ شده، رنگی شبیه رنگ کنسروهای شلغم.
Siobhan: "What's this?"
Heather: [swallowing] "It's a can of beets."
و
Heather returns, her smile back in place, and asks if Andy is as bad as everyone says. Emily blushes the color of canned beets.
✍️کلمه‌ی beets شلغم ترجمه شده؟!😱 شلغم قرمزه یا چغندر؟

▪️صفحه 146
ملیندای اول: « زندگی کن. فقط یک مهمونی پیتزا بود. اون که نمی‌خواست کار دیگه‌ای بکنه. پدر و مادرش هم که اونجا بودند. زیادی نگرانی. هیچ وقت اجازه نمیدی تفریح کنیم، میدی؟ به این ترتیب  که پیش میری یکی از همون پیردخترایی می‌شی که صدتا سگ و گربه دارند و وقتی بچه‌ها از محوطه‌ی جلو خونشون رد می‌شن زنگ می‌زنند به پلیس. حوصله‌ت رو ندارم.»
Melinda One: "Get a life. It was just pizza. He wasn't going to try anything. His parents were going to be there! You worry too much. You're never going to let us have any fun, are you? You're going to turn into one of those weird old ladies who has a hundred cats and calls the cops when kids cut across her back yard. I can't stand you."
✍️فکر کنم کاملا مشخصه نفوذ ادبیات جنسیت زده چقدره! پیردختر؟! واقعا وقتی از این لغات استفاده می‌کنید چه حسی بهتون دست میده؟

 

 

کلبه کتاب کلیدر/ www.klidar.ir



دیدگاه های شما